وقتی جنگ سایه بر آسمان شهرها میگستراند به روایت چند اثر شاخص سینمای ایران و فیلم «نیم شب» | صفیر آتش بر آسمان شهر
به گزارش تیکاگو به نقل از فیلم نیوز
جنگ وقتی مرز شهرها را درهم میشکند و با زندگی مردم رخ به رخ میشود تصویری هولناکتر به خود میگیرد. در این دیار مردم با بمبگذاریهای دهه شصت و بعد بمباران و موشکباران شهرها توسط رژیم بعثی و این اواخر هم با جنگ دوازده روزه با هیولای جنگ مصافی عریان داشتند. سینما در این سالها تصویری از این مصاف را روایت کرده و کارگردانانی چون ابراهیم حاتمیکیا، سیف الله داد،رسول ملاقلیپور و… در آثارشان به آن پرداختهاند. فیلم «نیمشب» تازهترین تصویری است که سینمای ایران از جنگ در شهرها ثبت کرده است.
به گزارش فیلمنیوز، طی این سالها فیلمهای مختلفی با موضوع «جنگ در شهر» در سینمای ایران ساخته شده است. در دهه شصت که مصادف با بمبگذاریهای منافقین و جنگ تحمیلی هشت ساله بود از این دست آثار زیاد ساخته شد و حالا وقوع جنگ دوازده روزه بستری شد تا بار دیگر سینمای ایران به این موضوع ورود کند. در ادامه این گزارش به بهانه نمایش فیلم «نیمشب» نگاهی داریم به برخی فیلمهای مهم که به موضوع «جنگ در شهر» پرداختهاند.
نیمشب | محمدحسین مهدویان | 1404
«نیمشب» روایتی از جنگ دوازده روزه.
35 سال بعد از سپری شدن روزهایی که آسمان تهران آماج حملات موشکی رژیم بعثی قرار گرفته بود، بار دیگر آسمان تهران و دیگر شهرها شاهد هجوم موشکهایی بودند که اینبار از سمت رژیم صهیونی به سمتشان میآمد. «نیم شب» آخرین ساخته سینمایی محمد حسین مهدویان روایتی است از نیمهشب یکی از شبهای جنگ دوازده روزه که موشکی در نزدیکی دو بیمارستان بر زمین فرود میآید اما عمل نمیکند. حالا یک خطر بالقوه بیخ گوش آدمهای محله و بیمارانی است که در این دو بیمارستان بستری هستند. دوباره جنگ سایه شومش را بر سر شهر گسترانده و چهره زشتش را عریان کرده است. نیمشب تصویری است از این سایه هولناک .آرامش از شهر رخت بربسته و حالا این موشک عمل نکرده اضطراب مردم را دوچندان کرده است. مهدویان میکوشد تا راوی گوشهای از این دلهرهها باشد. دلهرهای که چهره شهر و مردمانش را درهم کرده . واقعیتی عریان از جنگ که وقتی قلمروش را به داخل شهرها میکشاند هراسانگیزتر میشود. «نیمشب» روایتی است از این هراس و البته امیدی که مردم با کنار همبودنشان آن را زنده نگه میدارند. همین امید و تعهد قلبی آدمهای شهر کلیدی است برای عبور از این هراس. هراسی که در اینجا در قالب یک موشک عمل نکرده واقعیتی عینی پیدا کرده است.
سرزمین فرشتهها | بابک خواجهپاشا | 1404
«سرزمین فرشته» رویارویی بچهها با چهره جنگ است.
«سرزمین فرشتهها» قصه قربانی شدن بچههای بیگناهی است که زیر آماج حملات دشمنان همچنان در دنیای پاکشان به دنبال آرزوها هستند. جنگ با همه زشتیهایش اگرچه دلهرهای به دلشان میاندازد اما آنها اجازه نمیدهند که دنیایشان را آلوده کند. از همین روست که در آن رستوران مخروبه روح زندگی را ساری و جاری میکنند. شهر ویران شده اما روح مادرانه یک زن و دنیای بی آلایش کودکانی که او زیر بال و پرش گرفته آن را همچنان زنده نگه داشته است.
روز سوم | محمدحسین لطیفی | 1385
«روز سوم» تصویر دیگری از اشغال خرمشهر را پیش روی مخاطب میگذارد.
محمد حسین لطیفی یکی دیگر از کارگردانانی است که روایتی سینمایی از مقاومت مردم در روزهای سقوط خرمشهر را به تصویر کشیده است. داستان او درباره همان روزهای ابتدایی شروع جنگ است که بعثیها پا به خاک ایران میگذارند و کوچههای خرمشهر را با به خاک و خون کشیدن مردمان شهر به اشغال خود درمیآورند. قهرمانان «روز سوم» تعدادی جوان هستند که کوچههای شهرشان حالا میدان نبرد با دشمن شده. کوجههایی که تا همین چند روز قبلش بوی زندگی در آن جریان داشت ، اما اکنون بوی خون و نخل سوخته گرفته است. روز سوم روایتی است از مقاومت آدمهایی که با همه وجودشان از کوچه به کوچه شهرشان دفاع میکنند.
بازمانده | سیف الله داد | 1373
«بازمانده»تصویری است از اشغال «حیفا»
سیفالله داد در فیلم «بازمانده» با روایت داستان چگونگی تشکیل کشور اسرائیل و اشغال حیفا برای اسکان دادن یهیودیان به جای مسلمانان تصویری صریح و عریان از واقعیتهای پلید جنگ آنهم در محدوده جغرافیای یک شهر مسکونی را به تصویر میکشد. در نیمه اول فیلم که صهیونیستها وارد حیفا میشوند و کوچه به کوچه شهر را اشغال میکنند و آدمها را یکی بعد از دیگری به خاک و خون میکشند مخاطب با تصاویر هولناک و نفسگیری مواجه میشود. در اینجا نه از سنگر خبری است و نه جانپناه. دیوار کوچهها و بدنه خودروها و درهای چوبی و فلزی منازل تنها جانپناههایی است که مردم برای دفاع دارند. صفیر گلولهها در کوچهها انگار بانگ بلندتری دارند که مخاطب آن را در پلان به پلان «بازمانده» با همه وجود درک میکند و با آن رودررو میشود.
وصل نیکان | ابراهیم حاتمیکیا | 1370
«وصل نیکان» سندی تصویری است از دوران موشکباران تهران.
ابراهیم حاتمیکیا بعد از ساخت فیلم شهری «هویت» دل به خاکریزهای جبهه زد که ماحصلش فیلمهای «دیدهبان» و «مهاجر» بود. او بعد از این دو فیلم لنز دوربینش را دوباره به سمت شهر چرخاند و اینبار روایتگر داستان شهری شد که زیر آتش موشک دشمن قرار گرفته است. موشکهای که بی هیچ خبر و هشداری بر سر خانههای شهر فرود میآمدند و ویرانی و بیخانمانی به بار میآوردند. قهرمانهای قصه حاتمیکیا در روایتش از این جنگ شهری نیرویهایی هستند که ماموریتشان خنثیسازی موشکهای عمل نکرده است. او تلاش میکند تا تصویری تمامقد از شهری را نشان دهد که موشکهای دشمن امان مردمانش را بریده و خوف این هیولاهای آتشین روحشان را چنگ میزند. وصل نیکان سندی است تصویری از روزهای موشکباران تهران با همه ترسها و مقاومتهای مردم شهر.
تعقیب سایهها | علی شاهحاتمی | 1369
بمبگذاری در مناطق مسکونی و اداری توسط منافقین محور داستان «تعقیب سایهها» است.
علی شاهحاتمی در نخستین تجربه کارگردانیاش شهر تهران را بستر روایت داستانش قرار میدهد. تهرانی که لحظه به لحظه در التهاب است. از یک سو حملات هوایی دشمن و از سوی دیگر بمبگذاریهایی که در نقطه به نقطه تهران در حال انجام است. محور قصه او تیمهای کشف و خنثی بمبهایی است که در مناطق پرازدحام شهر کار گذاشته میشود. مخاطب با این تیمها همراه میشود و به دل بحران ورود میکند. بحران در واقع همان جنگ پنهانی است که نقطه به نقطه این کلانشهر را به مرز التهاب رسانده است و هر آن امکان دارد با انفجاری مهیب جانهایی فدا شود. شاه حاتمی در این فیلم توانسته با ایجاد تعلیقهای مناسب سایه دهشتناکی که جنگ بر سر شهر انداخته را پیش روی مخاطب قرار دهد. آنهم جنگی پنهان با مردمی بیسلاح.
بلمی به سوی ساحل | رسول ملاقلی پور | 1364
«بلمی به سوی ساحل» تصویری عریان از اشغال یک شهر را به تصویر میکشد.
«بلمی به سوی ساحل» دومین تجربه کارگردانی رسول ملاقلیپور یک فیلم شهری جنگی است که بستر داستان آن شهر خرمشهر است. شهر توسط عراقیها اشغال میشود و حالا نیرویهای خودی باید با نفوذ به دل این شهر اشغال شده نقشهای از تجیهزات و امکانات عراقی تهیهکنند. در نیمه اول فیلم شاهد هجوم نیروهای بعثی به شهر و اشغال آن هستیم. مخاطب در این بخش از فیلم با گوشهای از بیرحمیها جنگ رودرو میشود و ویران شدن شهر و جان دادن هموطنانش برای دفاع از خرمشهر را میبیند. کوچه به کوچه شهر اشغال میشود. در ادامه نیروهای خودی پا به دل شهری میگذارند که حالا در تسخیر دشمن است. رویارویی آنها با بعثیها وسط کوچههای خرمشهر تصویری عریان از واقعیت نبرد در شهر را پیش روی مخاطب میگذارد.
پرچمدار | شهریار بحرانی | 1363
«پرچمدار» به ماجراهای ترور منافقین در اوایل دهه شصت میپردازد.
«پرچمدار» اولین ساخته سینمایی شهریار بحرانی است که در اوایل دهه شصت ساخته شد. در سالهایی که کشور از یکسو درگیر جنگ با عراق بود و از سوی دیگر گروهک منافقین در شهر در حال با بمبگذاری و ترور افراد مختلف داخل شهرها به خصوص شهر تهران را به یک میدان نبرد پنهان تبدیل کرده بودند. بحرانی در این فیلم به روایت رویارویی نیروهای خودی با گروهک منافقین پرداخته است. او با محور قرار دادن قصه چند رزمنده که حالا در شهر مشغول به فعالیت هستند به عملکرد منافقین برای ناامن کردن شهر میپردازد و به نوعی جنگ پنهانی که در دل شهر جریان داشت را به تصویر میکشد. پرچمدار یک فیلم تهیجی است که در زمان خودش توانست به اهداف مورد نظرش دست پیدا کند. مخاطبان هم در آنسالها با فیلم همراه شدند.





