تیکاگو‌

مادران به سوگ نشسته در غم از دست دادن فرزند در قاب سینمای ایران از «مسافران» تا «اردوبهشت» | در کهنه گور این غم بی‌پایان،این آخرین ترانه لالاییست*

به گزارش تیکاگو به نقل از فیلم نیوز

مرگ فرزند و سوگواری مادر داغی است که جان را می‌سوزاند؛ نه می‌شود درکش کرد و نه عمق آن را در قالب کلمات و تصاویر بازنمایی کرد. نوشتن داستان و فیلم درباره این غم عظیم، سخت‌ترین و البته نشدنی‌ترین کارهاست. جای خالی فرزند، حفره‌ای که تا ابد در قلب مادرهاست و صدایی که همیشه در گوششان طنین‌انداز می‌ماند، با هیچ واژه‌ و اکتی قابل بیان نیست. درست است که سالیان سال بارها تلاش بازیگرانی را دیده‌ایم که در فیلم‌ها رخت سیاه به تن کرده و در مصیبت مرگ فرزند، خود را به آب و آتش زده‌اند؛ درست است که بارها با بازی این بازیگران اشک ریخته‌ایم و توانایی‌شان را در خلق این موقعیت حساس تحسین کرده‌ایم، اما همه‌مان خوب می‌دانیم که حتی بهترین بازیگران هم با بهترین و قدرتمند توان بازیگری نمی‌توانند ذره‌ای از این زخم بر جان نشسته مادران را به نمایش بگذارند.

به گزارش فیلم‌نیوز، از ابتدای دهه هفتاد، بارها در فیلم‌های مختلف مادرانی داغ‌دار را دیده و با بازی‌شان اشک ریخته‌ایم. بهترین این نقش‌آفرینی‌ها را مرور می‌کنیم.

ستاره پسیانی | اردوبهشت | محمد داوودی | 1404

مادران به سوگ نشسته در غم از دست دادن فرزند در قاب سینمای ایران از «مسافران» تا «اردوبهشت»ستاره پسیانی نقش مادری را در اردوبهشت بازی می‌کند که فرزندش را در حادثه پارک‌شهر از دست می‌دهد.

در فیلم «اردوبهشت» به کارگردانی محمد داودی، ستاره پسیانی مادر یکی از دانش‌آموزان دختری است که در حادثه دریاچه پارک شهر از دنیا رفته است. او علاوه بر جایگاه مادری، مسئول بردن بچه‌ها از مدرسه به اردو هم هست. به همین دلیل هم بلافاصله بعد از غرق شدن دانش‌آموزان، قبل از هرکس، او را برای بازجویی احضار می‌کنند. او از یک سو باید پاسخگوی اتفاق رخ داده و خانواده‌های داغدار باشد و از سوی دیگر نگران اینکه آیا دخترش در جمع غرق‌شده‌هاست یا در یک بیمارستان بستری است. او تمام تلاشش را می‌کند تا مسبب این بی‌احتیاطی شناخته شود. سوگ از دست دادن فرزند و عذاب وجدان را باهم در لحن و رفتارش به کار می‌گیرد. ابتدا برای پس دادن جنازه دخترش مقاومت می‌کند و سپس با پرخاش و انداختن تقصیرها گردن همسرش می‌خواهد آرام شود اما بالاخره با او همراه می‌شود تا دوتایی برای خون دخترشان بجنگند.

پری‌ناز ایزدیار | زن و بچه | سعید روستایی | 1403

مادران به سوگ نشسته در غم از دست دادن فرزند در قاب سینمای ایران از «مسافران» تا «اردوبهشت»در فیلم «زن و بچه» کاراکتر اصلی فیلم پسر نوجوانش را از دست می‌دهد.

در «زن و بچه»، کاراکتر مهناز با بازی پری‌ناز ایزدیار، زنی آرام و خودساخته است که بدون حضور یک مرد هم می‌تواند زندگی‌ خودش و فرزندانش را با پرستاری در بیمارستان اداره کند. او پس از اینکه به لحاظ احساسی از نامزدش شکست می‌خورد، بحرانی بزرگ را در زندگی تجربه می‌کند. مرگ پسرش برای او مثل یک تیر خلاص است اما مجموعه شرایطی که پس از آن رخ می‌دهد، از جمله بی‌وفایی دیدن از نزدیکان و فهمیدن واقعیت راز مرگ پسرش، باعث می‌شود رفته رفته به زنی خشمگین و عصیانگر بدل شود؛ زنی که مدام به دنبال انتقام است و نمی‌خواهد در جریان مبارزه‌ای که آغاز کرده شکست بخورد. ایزدیار احساسات زنی در آستانه فروپاشی را عمیق و قدرتمند به نمایش گذاشته و فراز و نشیب‌های این نقش را کاملا باورپذیر شکل داده است. ایزدیار در طول مسیر داستان همگام با فروپاشی درونی مهناز، جنس بازی‌اش را با شیب ملایمی عوض می‌کند و حالات چهره و نوع نگاه کردنش را هم وابسته به تغییراتی که پیش رو دارد تغییر می‌دهد.

غزل شاکری | رها | حسام فرهمند | 1403

مادران به سوگ نشسته در غم از دست دادن فرزند در قاب سینمای ایران از «مسافران» تا «اردوبهشت»در فیلم «رها» فقر عاملی است برای مرگ دختر و داغدار شدن کاراکتر مادر.

ثریا با بازی غزل شاکری در فیلم «رها»، نمونه‌ای از یک مادر واقعی است؛ زنی که با وجود مشکلات اقتصادی و سایر ناملایمات، به زندگی‌اش کنار خانواده ادامه می‌دهد، اما مدام به همسرش سرکوفت می‌زند و او را زیر سوال می‌برد. با این حال در خفا و بدون هیاهو با خیاطی زندگی را سرپا نگه‌داشته است. ثریا در طول فیلم بارها فرو می‌ریزد. یکبار زمانی که دخترش مجبور می‌شود برای خریدن لپ‌تاپ موهای بلندش را بفروشد. بار دیگر وقتی با مرگ دخترش مواجه می‌شود و به اوج بدبختی‌‌ خود و خانواده‌اش پی می‌برد. بلافاصله بعد از این مجبور می‌شود برای رهایی دادن پسرش از این ماجرا، به اسم نماینده خیریه یواشکی دست به دزدی بزند و همین مسئله بار دیگر روان او را خدشه‌دار می‌کند. مواجهه با واقعیت امر، پتکی نهایی است که بر سرش آوار می‌شود.. غزل شاکری بازیگری حسی است. غم و آرامش همیشگی که در صدایش است، او را بیشتر از هرچیزی به ثریای قصه «رها» نزدیک کرده. شاکری گرچه در جاهایی عتراضش را در جایگاه یک مادر داغ‌دیده بروز می‌دهد اما بیشتر مواقع این حس را در سکوت بروز می‌دهد.

الناز شاکردوست | بی‌بدن | مرتضی علیزاده | 1402

مادران به سوگ نشسته در غم از دست دادن فرزند در قاب سینمای ایران از «مسافران» تا «اردوبهشت»الناز شاکردوست در «بی‌بدن» مادری است که فرزندش به قتل رسیده است.

الناز شاکردوست در نقش مادر مقتول فیلم «بی‌بدن»، با چالش مهمی روبه‌روست. برای اولین بار در نقش مادر دختری جوان به میدان آمده و سنش چند سالی بالاتر از خود واقعی‌اش به نظر می‌رسد. این زن با به قتل رسیدن دخترش و اتفاقاتی که در نتیجه این قتل افتاده، باید بین قصاص و بخشش یک راه را انتخاب کند و از سویی تلاش کند راز دخترش فاش نشود و آبرویش نریزد. تمام تلاشش را می‌کند که جنازه دخترش را پیدا کند و از آنجایی که به جایی نمی‌رسد، به استیصال می‌رسد. شاکردوست در این فیلم با یک گریم قابل توجه تبدیل به زنی میانسال و رنج‌کشیده تبدیل شده که نه در قید لباس و آرایش چهره است و نه انگیزه‌ای برای ادامه زندگی دارد. چهره‌اش زرد شده و برای اینکه باورپذیری بیشتری در این نقش داشته باشد، اندکی قوز می‌کند.

خط فرضی | فرنوش صمدی | 1398

مادران به سوگ نشسته در غم از دست دادن فرزند در قاب سینمای ایران از «مسافران» تا «اردوبهشت»«خط فرضی» روایتی است از غم مادری که خود را در مرگ فرزندش مقصر می‌داند.

«خط فرضی» به کارگردانی فرنوش صمدی، درباره‌ی زنی به نام سارا با بازی سحر دولتشاهی است. زنی که با وجود تاکید همسرش بر اینکه به تنهایی راهی جاده نشود، با دختر کوچکش راه می‌افتد و در این مراسم شرکت می‌کند. بعد از مراسم شب را با دخترش در یک کلبه می‌ماند و نصفه‌شب، احساس خفگی می‌کند. وقتی بیدار می‌شود می‌فهمد گاز نشت کرده و دخترش از دنیا رفته است. او از یک طرف سوگوار مرگ دخترش است و از سوی دیگر نمی‌داند برای همسرش چه جوابی داشته باشد. پس از مرگِ دخترش، دچار ترس‌های بسیار می‌شود؛ با وجود غم‌های فراوان مجبور است به همه جواب پس بدهد و به شدت احساس تنهایی می‌کند. او به سوگی بزرگ دچار است و به همین خاطر هم سکوت می‌کند. مرگِ دخترش چنان بر زندگی‌اش تاثیر می‌گذارد که سرانجام حتی تا فکر خودکشی هم پیش می‌رود. دولتشاهی احساسات مادری را که هیچ کس حقی به او نمی‌دهد و همراهی‌اش نمی‌کند، با تمام وجود به تصویر کشیده است.

شبنم مقدمی | شبی که ماه کامل شد | نرگس آبیار | 1397

مادران به سوگ نشسته در غم از دست دادن فرزند در قاب سینمای ایران از «مسافران» تا «اردوبهشت»شبنم مقدمی در «شبی که ماه کامل شد» نقش مادری را دارد که فیلم کشته شدن فرزندش را می‌بیند.

شبنم مقدمی در این فیلم نقش عصمت منصوری مادر فائزه منصوری همسرعبدالحمید ریگی برادر عبدالمالک ریگی را ایفا کرد؛ زنی که دو فرزندش شهاب و فائزه را در وقایع مرتبط با گروه ریگی از دست داد. ابتدای فیلم او را به عنوان زنی وابسته به فرزندانش می‌شناسیم، مادری که حاضر نیست دخترش از مقابل چشمش دور شود و در شهری دیگر زندگی کند. وقتی هم متوجه می‌شود که فائزه می‌خواهد همراه همسرش به پاکستان برود تمام تلاشش را می‌کند که جلوی او را بگیرد اما موفق نمی‌شود. حالا چنین مادری در تلویزیون با قتل فجیع پسرش روبه‌رو می‌شود. حضور شبنم مقدمی در «شبی که ماه کامل شد» به کارگردانی نرگس آبیار بسیار کوتاه است اما این نقش به قدری اثرگذار است که امکان ندارد فیلم را ببینیم و نقش او از ذهنمان بیرون برود. مقدمی در «شبی که ماه کامل شد» سخت‌ترین بازی کارنامه‌اش را به نمایش گذاشت. او از یک طرف تسلط زیادی روی لهجه داشته و از سوی دیگر باید سعی می‌کرده خودش را در جایگاه مادری که قرار است چنین قساوت‌هایی را درباره فرزندانش تحمل کند، بپذیرد. خودش در مصاحبه‌ای گفته است برای این نقش به لحاظ روانی بسیار آسیب دیده، تا مدت‌ها دچار کابوس‌های مختلف می‌شده و به مرز افسردگی رسیده است.

مریلا زارعی | شیار 143| نرگس آبیار | 1392

مادران به سوگ نشسته در غم از دست دادن فرزند در قاب سینمای ایران از «مسافران» تا «اردوبهشت»«شیار 143» تصویرگر مادران چشم به راهی است که در انتظار پیکر فرزندشان هستند.

مریلا زارعی در «شیار 143» یکی از مادران ماندگار سینمای ایران را خلق کرد. او‌ انتظار مادری به نام الفت را در فراق فرزند در برهه‌های مختلف زمانی به تصویر کشید. اُلفت در یکی از روستاهای دورافتاده زندگی می‌کند. او سال‌ها در انتظار فرزندش یونس که به جنگ رفته می‌ماند و از هرکسی سراغش را می‌گیرد. این انتظار همه را خسته می‌کند اما او ناامید نمی‌شود. اهمیت شخصیت الفت از این جهت است که یک زن واقعی روستایی است. زنی که با رفتن پسرش یونس به جبهه زندگی‌اش تغییر می‌کند. وقتی متوجه می‌شود تمام هم‌رزمانش شهید یا اسیر شده‌اند وضعیت تغییر می‌کند. او شبانه‌روز دنبال پسرش می‌گردد و حتی یک رادیو به کمرش می‌بندد تا مدام در جریان اخبار رزمندگان قرار بگیرد. این مسئله سالیان سال طول می‌کشد تا اینکه در آغوش گرفتن استخوان‌های پسرش به آرامش می‌رسد. مریلا زارعی با بازی در این نقش، یکی از بهترین مادران سینمای ایران را ثبت کرد.

هدیه تهرانی | هفت دقیقه تا پاییز | علیرضا امینی | 1388

مادران به سوگ نشسته در غم از دست دادن فرزند در قاب سینمای ایران از «مسافران» تا «اردوبهشت»هدیه تهرانی در «هفت دقیقه تا پاییز» ایفاگر نقش مادری است که مرگ فرزندش را باور ندارد.

در «هفت دقیقه تا پاییز» مرگ یک کودک زندگی خانواده را بهم می‌ریزد. با مرگ این کودک، رازهایی در میان اعضای یک خانواده فاش می‌شود. مادر این خانواده با بازی هدیه تهرانی نمی‌تواند مرگ دختر را بپذیرد و همسرش نیما را مقصر اصلی مرگ او می‌داند. جنازه فرزندش را از بیمارستان می‌دزدد و خودش را در اتاق حبس می‌کند. بعدتر هم گاه و بیگاه بغض می‌کند که تمام صورتش سرخ می‌شود و سرش را به دیوار می‌کوبد و همزمان بریده بریده حرف می‌زند. جنس نمایش این احساسات با آنچه پیش‌تر از او دیده‌ایم متفاوت است. تهرانی خوب می‌داند سوگ مرگ فرزند مثل سایر سوگ‌ها نیست و چطور باید عمق نابودی مادری که از مرگ کودکش ویران شده را نشان دهد که همه با تمام وجودشان آن را باور کنند..

جمیله شیخی | مسافران | بهرام بیضایی | 1370

مادران به سوگ نشسته در غم از دست دادن فرزند در قاب سینمای ایران از «مسافران» تا «اردوبهشت»جمیله شیخی در «مسافران» نماد مادرانی است که در مقابل داغ فرزند قد خم نمی‌کنند.

جمیله شیخی بیشتر به عنوان مادر مقتدر و جدی در سینمای ایران شناخته می‌شود. اما در «مسافران»، این اقتدار را به شیوه دیگری به نمایش گذاشته است. دخترش درحالی که قرار است آینه عقد خواهرش را به تهران برساند در مسیر به همراه شوهرش تصادف می‌کند و می‌میرد. خانم بزرگ که بزرگ خاندان است، مرگ آنها را باور نمی‌کند و معتقد است هرطور شده می‌رسند. او از ماهرخ می‌خواهد که در مراسم ختم، لباس عروس به تن کند و مهیای مراسم عروسی شود. با پوشیدن این لباس، مسافران هم سر می‌رسند و آینه را با خودشان می‌آورند. آنچه بیش از همه درباره نقش خانم بزرگ اهمیت دارد باور او به زنده ماندن آنهاست. او با اینکه شواهد موجود درباره مرگ مسافرها را می بیند اما نمی‌پذرد و با تحکم می‌خواهد این مرگ را نقض کند. مدام می‌گوید آنها در راهند و قول داده‌اند و بالاخره از راه می‌رسند. او از ابتدای فیلم مدام تلاش می‌کند همه چیز به بهترین شکل برای عروسی محیا شود. از آنها می‌خواهد از خرابی و مرگ نزنند و دهان شیرین کنند. برخلاف دیگران، رفتارش همراه با آرامش و طمانینه است و هیچ شکی به دلش راه نمی‌دهد. درواقع در نگاه و رفتار و صحبت‌هایش امید و ایمان را منتقل می‌کند و در طول فیلم به عنوان نماد امید به زندگی شناخته می‌شود. جمیله شیخی در دهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم سینمایی مسافران برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن شد.

*تیتر برگرفته از شعری به قلم زنده‌یاد فروغ فرخزاد است.

منبع

مطالب مشابه را ببینید!