تیکاگو‌

سکانس آخر؛ قسمت اول | مروری بر سکانس‌های پایانی، آخرین قسمت پخش شده سریال‌های خانگی | داود اشرف و حالا داستان یک اسلحه

به گزارش تیکاگو به نقل از فیلم نیوز

یکی از عوامل مهم جذابیت سریال‌ها، حسی است که در نقطه پایان هر قسمت در مخاطب باقی می‌گذارد و او را وادار می‌کند تا هفته آینده منتظر تماشای قسمت بعدی آن بماند. از این جهت اهمیت زیادی دارد که هر قسمت سریال در چه نقطه‌ای به پایان می‌رسد. در یک هفته اخیر، سریال‌های «مو به مو»، «برتا» و «وحشی2» پایانی غافگیرانه داشتند و سکانس پایانی «بامداد خمار» هم بهترین نقطه پایان برای یک فصل بود.

به گزارش فیلم‌نیوز، سکانس آخر عنوان بخش جدیدی است که قرار است از این هفته روزهای سه‌شنبه منتشر شود، در این بخش قرار است سکانس‌های پایانی هر قسمت از سریال‌های خانگی که غالفلگیرکننده بودند را بررسی کنیم. در هفته‌ای که گذشت چهار سریال «مو به مو»، «بامداد خمار»، «برتا،داستان یک اسلحه» و «وحشی 2» سکانس‌های پایانی جذابی داشتند.

مروری بر غافلگیرکننده‌ترین سکانس‌های پایانی سریال‌های این هفته شبکه خانگیرقم خیرکننده زمین پدری منصور او را در معرض یک معامله اعجاب‌برانگیز قرار داد.

مو به مو |  سکانس پایانی قسمت سوم سریال «مو به مو»، یکی از سکانس‌های طلایی این سریال تا به اینجاست. منصور درحالی که تحقیر شده و هیچ امیدی به بهبود اوضاع ندارد، به اجبار پدرش سراغ فروش زمینی بی‌ارزش در یک روستای دور می‌رود. در سکانس نهایی، درحالیکه گمان می‌کند درحال حاچه زدن بر سر 500 میلیون تومان است، ناگهان می‌فهمد زمین پدرش بیش از اندازه طرفدار دارد و آنها درحال صحبت کردن درباره 500 میلیارد هستند. منصور از یک سو شوکه شده از سوی دیگر نمی‌تواند به روی خودش بیاورد و سعی می‌کند طبیعی رفتار کند. چشم‌هایش می‌درخشد و چهره‌اش باز می‌شود و میرسعید مولویان یکی از بهترین بازی‌ها را در سکوت به نمایش می‌گذارد.

مروری بر غافلگیرکننده‌ترین سکانس‌های پایانی سریال‌های این هفته شبکه خانگیپنهان شدن محبوبه و بهم خوردن مراسم عقد سکانس پایانی جذابی برای «بامداد خمار» رقم زد.

بامداد خمار | این هفته شاهد قسمت پایانی فصل اول «بامداد خمار» بودیم. از آنجایی که سریال کاملا منطبق با ماجراهای رمان پیش نمی‌رود نمی‌توانستیم پیش‌بینی کنیم چه اتفاقی در پایان قسمت سیزدهم رخ خواهد داد اما بهرحال می‌دانستیم مراسم عقد به نحوی بهم می‌خورد. سکانس پایانی قسمت سیزدهم، به جنجال اصلان اختصاص دارد. او همه چیز را می‌ریزد و می‌شکند و بر سر بصیرالملک فریاد می‌کشد و آبروریزی راه می‌اندازد و بعد هم از خانه آنها می‌رود. پدر روی پله‌ها می‌ایستد و با خشم بسیار زیاد، محبوبه را صدا می‌زند. در این شرایط محبوبه در زیرزمین قایم شده و یواشکی بیرون را تماشا می‌کند. با اتفاق سکانس پایانی، آخرین نور امید هم برای از سر گرفتن عروسی خاموش می‌شود. اصلان طوری خودش را نشان می‌دهد که قطعا دیگر بصیرالملک راضی به این ازدواج نخواهد شد. حالا محبوبه می‌ماند و منصور و رحیم که قرار است ماجراهایشان در فصل دوم پیش برود.

مروری بر غافلگیرکننده‌ترین سکانس‌های پایانی سریال‌های این هفته شبکه خانگی«برتا، داستان یک اسلحه» با یک قتل نابه‌هنگام تمام شد.

برتا، داستان یک اسلحه | «برتا؛ داستان یک اسلحه» از جمله سریال‌‌هایی است که همیشه سکانس‌های انتهایی بسیار جذاب و غافلگیرکننده‌ای دارد. در پایان قسمت دهم این سریال، امیرعلی نداف به همراه سیاوش به مطب دکتر رمضانی قلابی می‌روند؛ فردی که در سال 1380 خودش را مسئول پرونده واکسیناسیون جا زده و امیرعلی نداف را در یک رستوران بین راهی بیهوش کرده است. آنها مطب را بهم می‌ریزند و دکتر را تهدید می‌کنند تا اینکه بالاخره به اطلاعاتی می‌رسند و بعد هم از مطلب خارج می‌شوند. هنوز پا به خیابان نگاشته‌اند، فردی دکتر را از پنجره هل می‌دهد و جلوی چشم آنها روی زمین می‌افتد و سرش می‌ترکد. این اتفاق نفس همه را بند می‌آورد و باعث می‌شود آنها خیلی زود صحنه را ترک کنند. آنها متوجه نمی‌شونند کسی دکتر را هل داده اما ما به عنوان مخاطب این مسئله را می‌دانیم و می‌فهمیم که قاتل چقدر به آنها نزدیک است.

مروری بر غافلگیرکننده‌ترین سکانس‌های پایانی سریال‌های این هفته شبکه خانگیداود اشرف با به دست آوردن یک کلت و پنهان کردن آن پایانی پر تعلیق برای قسمت چهارم «وحشی» رقم زد.

وحشی2 | سکاس پایانی قسمت چهارم «وحشی2»، از این جهت اهمیت دارد که بذری مهم را برای اتفاق‌های بعدی می‌کارد. داوود یکی از افرادی را که زیر دست خسرو کار می‌کنند درحالی که مست است و مشغول دعواست به اتاق خودش می‌برد و لباس خیسش را در می‌آورد تا راحت بخوابد. آنجاست که چشمش به اسحله‌ی او می‌افتد. آن را برمی‌دارد و داخل گونی می‌پیچد و جایی پنهان می‌کند. با توجه به اینکه قبل‌تر دیده‌ایم داوود از خسرو شاکی است و مدام جاهای مختلف این خانه را کاویده، می‌توانیم پیش‌بینی کنیم که بعدتر زمانی که خلق‌وخویش تغییر کرد، از این اسلحه در موقعیتی بحرانی استفاده خواهد کرد. بهرحال حالا با یک داوود اشرفی مواجهیم که اسلحه دارد و ممکن است دست به هرکاری بزند.

منبع

مطالب مشابه را ببینید!