توقف غنیسازی و رقیقسازی اورانیوم روی میز گفتوگو/ اراده سیاسی تهران و واشنگتن برای مذاکرات
به گزارش تیکاگو به نقل از اقتصاد آنلاین
اقتصادآنلاین، امیرمحمد حسینی: ازسرگیری مذاکرات ایران و آمریکا پس از یک دوره انقطاع و در فضایی آکنده از تنشهای امنیتی و نظامی، بار دیگر نگاهها را متوجه آینده دیپلماسی در منطقه کرده است. نعمتالله ایزدی، دیپلمات باسابقه و سفیر اسبق ایران، در گفتوگو با اقتصادآنلاین، به بررسی ابعاد مختلف این روند میپردازد.
ایزدی تأکید میکند که صرف شکلگیری مذاکره با این سطح از اختلافنظر، خود نشاندهنده وجود اراده سیاسی در دو طرف است؛ ارادهای که بدون آن اساساً چنین گفتوگوهایی آغاز نمیشد.
در ادامه مشروح این گفتوگو را میخوانید.
ارزیابی شما از روند فعلی مذاکرات چیست؟ به نظرتان این روند تداوم پیدا میکند؟
من بر اساس شرایطی که امروز وجود دارد و روندی که تا الان طی شده، برداشتم این است که یک نوع خوشبینی میتواند وجود داشته باشد. یعنی من خودم شخصاً تا اینجای کار نسبت به این روند خوشبین هستم. هر مذاکرهای، بهخصوص مذاکرهای با این کیفیت و با این حجم از اختلافنظرها، طبیعتاً وقتی قرار است برگزار شود باید یک ارادهای پشت آن باشد؛ در غیر این صورت اصلاً شکل نمیگیرد.
بهویژه اینکه ما در میانه مذاکرات بودیم که جنگ اتفاق افتاد و بعد خود آمریکاییها مستقیماً دخالت کردند. طبیعی است که هر فکری ممکن است به این نتیجه برسد که با این اتفاقات دیگر زمان مذاکره تمام شده است، اما از یک طرف میبینیم که طرفین باوجود همه آن مشکلات، باز هم اراده کردهاند مذاکره کنند. این به نظر من روند مثبتی است. آقای عراقچی هم اشاره کردهاند که ما مواضع را منتقل کردهایم؛ خب این کاملاً طبیعی است. شما در دور اول همیشه دستور کار را روشن میکنید، بهخصوص که ما چند ماهی انقطاع مذاکره داشتیم و در این مدت تحولات زیادی رخ داده است؛ بهویژه دوره جنگ و مسائل مربوط به آن.
لازم بود که دستور کار روشنی برای طرف مقابل مشخص شود و احتمالاً طرف مقابل هم دستور کار خود را برای ما مطرح کند. همین که اراده شده مذاکره ادامه پیدا کند، به نظر من نشانه مثبتی است. مذاکره قرار نیست همان روز اول به امضا ختم شود؛ اگر چنین بود، مفهومش این بود که باید مذاکرات از قبل انجام شده باشد، که ظاهراً اینطور نبوده است. به همین دلیل، به نظر من باید صبور بود و خیلی منتظر اخبار خارقالعاده نبود. روزهای اول و دورههای ابتدایی مذاکرات، ذاتاً دورههای سختی هستند؛ همه در حال ارزیابی مواضع یکدیگر و اعلام نظر هستند.
فکر میکنید چرا هیچ جزئیاتی از دور نخست به شکل رسمی منتشر نشد؟
بهنظر من طبیعی است که اخبار دقیقی از دل این مذاکرات بیرون نیاید، چون اساساً اتفاق خاصی نیفتاده است. در عین حال، احساس من این است که در هر دو طرف، مخالفانی برای انجام این مذاکرات وجود دارند و مهم این است که این مخالفتها مدیریت شود. از این زاویه، شاید نیاز به توجیه و اطلاعرسانی بیشتری باشد تا مشخص شود که روند کلی، روند مثبتی است.
در این وضعیت، بهنظرتان اختلاف نظر در ایران و آمریکا درباره مذاکرات تا چه اندازه میتواند بر روند آن اثرگذار باشد؟
به نظر من، در طرف آمریکا اختلاف نظر و دیدگاه بسیار زیاد است. شاید برخلاف آن چیزی که تصور میشد، خود آقای ترامپ نسبت به اطرافیانش مواضع منعطفتری داشته باشد و دیگران و اطرافیان او مواضع حادتر و غیرقابلحلتری داشته باشند. احتمالاً اگر ایشان بخواهد آن اراده را حفظ کند و مذاکرات ادامه پیدا کند، باید این اختلافات را مدیریت کند. ظاهر امر این است که او در حال انجام همین کار است؛ وقتی میگوید مذاکرات طولانی است، این خودش نشاندهنده وجود اراده برای ادامه گفتوگوهاست.
با توجه به خطوط قرمز مطرحشده درباره توقف غنیسازی و عدم خروج اورانیوم ۶۰ درصدی از سوی مقامات جمهوری اسلامی ایران، چرا رئیسجمهور آمریکا مدعی شده ایران به دنبال توافق و آماده امتیاز دادن است؟ ممکن است بین مواضع اعلامی و آنچه در جریان مذاکره مطرح میشود، تفاوتی وجود داشته باشد؟
تفاوت به این معنا نه، اما ممکن است برداشتها متفاوت باشد. مثلاً بحثهایی درباره رقیقسازی حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیومی که تا ۶۰ درصد غنی شده مطرح است. اگر این اورانیوم رقیق شود، دیگر دلیلی برای خروج آن از کشور وجود ندارد و ممکن است آمریکاییها هم به هدف خود رسیده باشند. یا مثلاً در بحث غنیسازی، با توجه به آسیبدیدگی برخی سایتها، ممکن است برای راهاندازی مجدد آنها وقفهای ایجاد شود. اینها موضوعاتی است که میتواند در مذاکرات بدهبستان شود؛ یعنی هم طرف مقابل اطمینان حاصل کند و هم این طرف به خواستههایش برسد.
برداشت من این است که هرچند مذاکره در این سطح بسیار کار سختی است، اما اگر هر طرف به این فکر کند که در صورت عدم مذاکره چه گزینههایی پیش رو دارد، باز هم به سمت مذاکره متمایل میشود. هم آمریکا و هم ایران از جنگ آسیب دیدهاند و گزینه غیرمذاکره برای هیچکدام گزینه مناسبی نیست. ترجیح اولیه هر دو طرف باید این باشد که اجازه ندهند کار به گزینه بعدی برسد. الان هم ظواهر نشان میدهد که علیرغم همه آمادگیها و فشارها، دو طرف ترجیح دادهاند مذاکره کنند. طبیعتاً این مسیر نیازمند انعطاف معقول و بدهبستان امتیاز است.
غیر از پرونده هستهای، مقامهای آمریکایی از جمله وزیر خارجه این کشور اعلام کردند که مذاکره باید شامل برنامه موشکی و منطقهای جمهوری اسلامی نیز باشد. حتی اگر در پرونده هستهای توافقی انجام شود موضوع موشکی و سیاستهای منطقهای به کجا خواهد رسید؟
همانطور که گفتم، به نظر من نباید باب مذاکره درباره هیچ موضوعی در روابط کشورها برای همیشه بسته تلقی شود. با این حال، عقلانی این است که مذاکرات موضوعمحور باشد. ترکها هم در مقطعی توصیه کردند که مذاکرات مرحلهبندی شود و طرفین یکباره همه مطالبات را روی میز نگذارند. اگر مذاکرات در یک حوزه به نتیجه برسد و اعتمادسازی شکل بگیرد، ممکن است برخی موضوعات دیگر اصلاً از دستور کار خارج شود یا به مراحل بعدی موکول شود. کشورها معمولاً منافع حداکثری خود را مطرح میکنند، اما الزاماً به همه آنچه میخواهند نمیرسند.
در چنین شرایطی، سفر پیشروی نخستوزیر اسرائیل به آمریکا را چگونه تحلیل میکنید؟ نتانیاهو تا چه اندازه میتواند روی تصمیمات ترامپ تاثیر بگذارد؟
برداشت من این است که آقای ترامپ دریافته که اسرائیل نباید بیش از اندازه در منطقه بزرگ شود، بهنحوی که حتی خود آمریکا هم نتواند آن را مدیریت کند. از نگاه ترامپ، نوعی توازن قوا در منطقه اهمیت دارد و این توازن اساساً بدون ایران معقول به نظر نمیرسد. ایران کشور بزرگی با امکانات وسیع و موقعیت ژئوپلیتیکی مهم است و بعید میدانم ترامپ متوجه این مسئله نباشد.
به نظر من، بیش از آنکه نتانیاهو بتواند بر ترامپ تأثیر بگذارد، این ترامپ است که تلاش میکند نتانیاهو را متقاعد و کنترل کند. در گذشته هم شاهد بودیم که پس از سفر نتانیاهو، بحث مذاکره مطرح شد و احساس من این است که همانجا هم ترامپ تا حدی او را مهار کرد. این روند تا امروز هم ادامه داشته و مواضع نتانیاهو آنچنان که انتظار میرفت تند نبوده است.
نتانیاهو به دلیل شرایط داخلی، دولت ائتلافی شکننده و پروندههای فساد و مالی، از تداوم جنگ نفع شخصی میبرد. اگر جنگ متوقف شود، ممکن است خودش دچار مشکل شود. به همین دلیل، به نظر من شرایط او بهگونهای نیست که بتواند تأثیر جدی بر ترامپ بگذارد و کنترل او اکنون یکی از پروژههای اصلی ترامپ است.
در نهایت، پس از برگزاری دور نخست مذاکرات و احتمال برگزاری دور دوم، میتوان گفت سایه جنگ کمرنگتر شده است؟
نفس انجام مذاکره به این معناست که طرفین در حال اجتناب از جنگ هستند. هرچند در دور قبل، در حین مذاکرات جنگ اتفاق افتاد، اما آغازکننده آن اسرائیل بود. اکنون به نظر میرسد تلاش میشود از تکرار چنین حادثهای جلوگیری شود. اینکه این تلاش موفق شود یا نه، تا حد زیادی به رفتار طرفین بستگی دارد، اما ظواهر نشان میدهد کنترل تنش در دستور کار قرار گرفته است.





