پیدایش افسانههای پری دریایی در آلاسکا: از باورهای سنتی تا تفسیرهای نوین
به گزارش تیکاگو به نقل ازگجت نیوز
ارسال شده توسط: علیرضا قادرمیهنی 28 بهمن 1404 ساعت 09:09
منشا پیدایش افسانههای پری دریایی در آلاسکا بوده، اما آیا این موجودات افسانهای وجود دارند؟ در این مطلب پاسخ مناسبی به این سوال میدهیم.
همه ما با افسانه پری دریایی و این موجودات فریبنده و زیبا آشنا هستیم و داستانها و فیلمهای زیادی راجع به آنها خوانده و دیدهایم، اما آیا افسانههای پریان دریایی میتوانند ریشه در دنیای واقعی ما داشته باشند؟ اگر پاسخ این پرسش مثبت باشد، باید دانست که روایتهای کهن – آنهایی که در اولین متون تاریخی ثبت شدهاند – هیچ شباهتی به داستان خیال انگیز پری دریایی کوچک و زیبا ندارند.
فهرست مطالب
پیدایش افسانههای پری دریایی در آلاسکا


از سال ۱۹۸۸ تاکنون، بیش از شانزده هزار نفر در منطقهای اسرارآمیز در آلاسکا که به «مثلث برمودای آلاسکا» شهرت یافته، ناپدید شدهاند. آمارها نشان میدهد میزان مفقودی در این محدوده تقریبا دو برابر میانگین کل کشور است؛ به طوری که در برابر هر هزار نفر، چهار مورد گزارش ناپدیدشدن ثبت میشود.
در سرزمین پهناور آلاسکا، هنگامی که فردی گم میشود، عملیات جستجو دشوار میشود، چرا که گاهی نیاز است محدودهای هم اندازه چند ایالت از ۴۸ ایالت اصلی آمریکا را بررسی شود. همین گستردگی و شرایط سخت جغرافیایی باعث میشود نیروهای امدادی و پلیس به ندرت رد یا نشانی از مفقودشدگان پیدا کنند.
طبیعت بکر اما خشن و صعب العبور این منطقه، امید یافتن افراد – چه زنده و چه مرده – را به حداقل میرساند. در باورهای سنتی مردم بومی اینوئیت نیز توضیحی متفاوت وجود دارد. برخی معتقدند حداقل بخشی از این ناپدیدشدنهای مرموز و رازآلود به نیروها یا موجودات ماورایی نسبت داده میشود.
بیشتر بخوانید
پریهای دریایی در اسطورههای اینوئیت؛ چهرهای متفاوت از افسانههای آشنا
در این مطلب برای سهولت درک آنچه خواهیم گفت، موجودات افسانهای اینوئیت را «پری دریایی» و «مرد دریایی» مینامیم، اما باید در نظر داشته باشید که تصویر آنها هیچ شباهتی به موجودات خیال انگیز و رمانتیکی که در فرهنگ عامه میشناسیم ندارد. در اسطورههای شمالگان، دریا قلمرویی رازآلود و ترسناک است و ساکنانش نیز همین طور هستند. یکی از این موجودات، Qalupalik است.


کالوپالیک موجودی با پوستی سبز است و در کمین کودکانی مینشیند که بیاحتیاط به آب نزدیک میشوند. حضور او در روایتها، بیش از آنکه خواندنی و جذاب باشد، هشداری است برای احترام به دریا و خطراتی که به همراه دارد.
در مرکز این جهان اسطورهای، الهه دریا یعنی Sedna قرار دارد. سِدنا موجودی قدرتمند است که سرنوشت شکار و بقای انسانها به رضایت او وابسته است. شکارچیان برای آنکه دست خالی بازنگردند، میکوشیدند او را آرام و خشنود نگه دارند، زیرا باور داشتند که تمامی جانوران دریایی تحت فرمان و سلطه او هستند.
بنابر روایتها موجودات بزرگ و کوچک دریا – از فُک و گراز دریایی گرفته تا ماهی و نهنگ – از انگشتان بریده او زاده شدند؛ انگشتانی که پدرش در لحظهای تلخ و تاریک، برای نجات خودش از غرق شدن قطع کرد. از همین رو، دریا در فرهنگ اینوئیت نه تنها سرچشمه زندگی، بلکه یادآور رنج، فداکاری و قدرتی مهیب است. نامهای گوناگونی مثل Nuliayuk، Taluliyuk و Taleelayuk نیز به همین الهه اشاره دارند و نشانهای از گستردگی و تنوع روایتهایی هستند که نسل به نسل در میان مردم شمالگان نقل شدهاند.
بیشتر بخوانید
در افسانههای اینوئیت، کالوپالیک موجودی با موهای پریشان و بلند، ناخنهایی کشیده و لباسی سنتی به نام آماوتیک است که در پشت آن کیسهای برای حمل کودک تعبیه شده. تصویری که از او ترسیم میشود، فاصلهای بسیار با چهرههای زیبا و مهربان دنیای دیزنی دارد.
این داستانها در حقیقت کارکردی تربیتی داشتند. پدران و مادران ساکن نواحی سرد و خطرناک شمالگان، با روایت سرگذشت او، فرزندانشان را از نزدیک شدن به دریا و خطرات آن آگاه میکردند. پیام واضح و روشن بود: اگر بیش از اندازه به آب نزدیک شوید، ممکن است این موجود ترسناک شما را در کیسه لباسش پنهان کند و با خود ببرد.
چنین کارکردی را میتوان در فرهنگهای دیگر نیز دید. برای مثال در ژاپن افسانه Namahage یا در اروپای مرکزی داستان Krampus برای هشدار دادن به کودکان نقل میشود. در همه این مثالها، اسطوره ابزاری برای آموزش، نظم بخشی و محافظت از کودکان در برابر خطرات واقعی جهان پیرامون است.


بیشتر بخوانید
آیا کالوپالیک قلمرو خود را گسترش داده است؟
در روایتهای اینوئیت، Qalupalik موجودی با دستهایی سبزرنگ و پردههایی میان انگشتان است که نه فقط کودکان، بلکه بزرگسالان را نیز با خود میبرد. او قربانیان خود را در جامهای شبیه به کیسه پنهان میکند و به سرعت به سوی دریا بازمیگردد؛ گویی آب، خانه و پناهگاه همیشگی اوست.
خاستگاه این افسانه به دورترین و سردترین بخشهای شمال بازمیگردد، اما روایتهای تازه حاکی از آن است که قلمرو این موجود ممکن است به سوی جنوب گسترش یافته باشد. برخی این تغییر را با دگرگونیهای اقلیمی در قطب شمال مرتبط میدانند و آن جا مکانی است که گرم شدن هوا و تغییر زیستبومها، مسیر حرکت جانوران را نیز دگرگون کرده است.
یکی از گمانهزنیها به کاهش و جابهجایی ماهیان سالمون اشاره دارد. این گونه از ماهی امروزه در بسیاری از زیستگاههای سنتی خود جمعیتی رو به کاهش دارد و حتی اندازه آنها نیز کوچکتر از قبل شده است. اگر طعمهها جابهجا یا کمیاب شوند، شاید در منطق اسطورهای این روایتها، کالوپالیک نیز ناگزیر به ترک قلمرو پیشین خود و نزدیک شدن به مناطق انسانیتر شده باشد و این برداشتی نمادین از تأثیر تغییرات محیطی بر زندگی انسان و طبیعت است.
بیشتر بخوانید
گزارشهایی از دیدار با موجودی ناشناخته


در مستند Missing in Alaska، چندین شاهد عینی تجربههایی هولناک را بازگو میکنند که برخی آنها را به کالوپالیک نسبت میدهند. در یکی از این روایتها، ماهیگیری تعریف میکند که ناگهان دستی سبز و پردهدار بر لبه قایق ظاهر شد؛ لحظهای بعد، همراهش در آب ناپدید شد و دیگر بازنگشت.
در گزارشی دیگر، موجودی ناشناس از زیر آب بیرون میآید و تور ماهیگیری را با خود میکشد. همچنین مردی که در ساحل به جمعآوری صدف مشغول بوده، پس از شنیدن فریاد دوستش، تنها با ردپاهایی غیرعادی و پردهدار بر شنها روبهرو میشود و همه این ها نشانههایی مبهم هستند که پرسشهای بیپاسخ بسیاری بر جای میگذارند. این روایتها، چه زاده تخیل باشند و چه بازتاب ترسهای کهن مردمان شمال، همچنان به رمزآلودگی افسانه کالوپالیک دامن میزنند.
بیشتر بخوانید
روایتی تاریخی از مواجهه با پری دریایی
در آغاز سده هفدهم، دریانورد انگلیسی Henry Hudson که بعدها نام او بر رودخانه و خلیجی در آمریکای شمالی گذاشته شد، در یادداشتهای سفر خود به رخدادی شگفت انگیز اشاره میکند. در سال ۱۶۰۸، برخی از ملوانان او مدعی شدند موجودی دریایی را در کنار کشتی دیدهاند که نه هیولایی ناشناخته، بلکه پیکری شبیه انسان داشته است.
طبق این گزارش، آن موجود با نیمتنهای شبیه انسان – با پوستی سپید و موهایی بلند و سیاه – در کنار کشتی ظاهر شد و با نگاهش ملوانان را نگاه میکرد. سپس موجی برخاست و او به زیر آب رفت. (همچنین اشاره شده که دُم داشته) دو ملوان به نامهای توماس هیلز و رابرت رینر شاهد این صحنه بودند.
گرچه برخی پژوهشگران احتمال میدهند که گزارشهای تاریخی از پریان دریایی در حقیقت ناشی از مشاهده پستانداران دریایی مانند گاو دریایی بوده باشد، جزئیات انسانی این توصیف، چنین توضیحی را با تردید روبهرو میکند و بر رازآلودگی ماجرا میافزاید.


بیشتر بخوانید
کوشتَکا؛ فریبندهای در هیأت آشنا
در فرهنگ بومیان تلینگیت و تسیمشیان (بومیان آلاسکا)، موجودی رازآلود به نام Kushtaka جایگاهی ترسناک دارد. نام او به معنای «مرد سمور خشکی» است و برخی برای درک بهتر، او را با موجود افسانهای پاگنده مقایسه میکنند. البته نقش او در اسطورهها بسیار خطرناکتر است.
کوشتَکا موجودی با توانایی تغییر شکل است و میتواند چهرهای آشنا و قابل اعتماد به خود بگیرد – همچون یکی از بستگان یا کودکی نیازمند کمک – و به این شکل رهگذران را فریب دهد، اما این ظاهر فریبنده تنها دام است. هنگامی که قربانی به رودخانه نزدیک میشود، سرنوشتش یا مرگی دردناک است یا دگرگونی به موجودی شبیه به خود کوشتکا. در این روایات اسطورهای، هشدار روشنی نهفته است: هر چهره آشنایی، لزوما نشانی از امنیت نیست و طبیعت و جهان پیرامون میتوانند همزمان زیبا، فریبنده و مرگبار باشند.
بیشتر بخوانید
ریشههای باستانی افسانههای پریان دریایی
پیش از آنکه تصویر پری دریایی به هیأتی افسونگر در ادبیات و هنرهای بعدی مثل سینما و تلویزیون درآید، ریشههای این باور به اعماق تمدنهای کهن بازمیگردد. در میان رودان باستان، موجودی نیمهماهی و نیمهانسان به نام Oannes در اسطورهها ظاهر میشود که چهره او بیش از آنکه اغواگر باشد، آموزنده و پیام آور دانایی است.
به روایت Berosus، اوآنس بدنی شبیه به ماهی داشت، اما در درون آن، سیمایی انسانی نهفته بود و با این ظاهر مرز میان جهان دریا و خشکی را در هم میشکست. او هر روز از آبهای خلیج فارس بیرون میآمد تا انسانها را با نوشتن، هنرها و دانش آشنا سازد. در این روایت، او نماینده و فرستاده Ea، خدای خرد و آبهای ژرف، به شمار میرفت.
در کنار او، الههای مثل آتارگاتیس در سوریه باستان نیز با پیکری آمیخته از انسان و ماهی مجسم میشد. این روایتها نشان میدهد که مفهوم «انسان – ماهی» از آغاز نه صرفا موجودی افسانهای، بلکه نمادی از پیوند دانش، اسرار و ژرفای آبها با سرنوشت بشر بوده است.


بیشتر بخوانید
انکی؛ نجات دهنده انسانها در هیأتی دریایی
در اسطورههای سومری، Enki یا ایای، خدای زمین و خالق انسانها بود. او با بدنی نیمه بز و نیمه ماهی، مشابه نماد برج جُدی در طالع بینی به تصویر کشیده میشد و ترکیبی از خشکی و دریا بود که قدرت و حکمتش را نشان میداد. برخی روایتها او را مرد دریایی میدانند که بشر را از سیلابی عظیم نجات داد. پسر او، مَردوک، معروف به Bel، خدای بابل است که در کتاب مقدس با اژدهایی ترکیبی شناخته میشود.
این تصاویر، مشابه با دیگر افسانههای مردان و پریان دریایی، نشان میدهند که از آغاز تمدنهای باستانی، انسانها موجوداتی را در هیأتی نیمه انسان و نیمهآبزی تجسم میکردند و این موجودات هم آموزگار، هم محافظ و هم نیرویی فراتر از فهم و درک بشر بودند.
بیشتر بخوانید
پریان دریایی؛ از یونان باستان تا ژاپن مدرن
در فرهنگهای سراسر جهان، موجودات دریایی با ویژگیهای انسانی همواره نقش مهمی در اسطورهها و افسانهها داشتهاند. در یونان باستان، تریتون، پسر خدای دریا، پوسایدون، تجسم قدرت و پیامبری در امواج و دریاها بود. در آیین هندو، باورها و سنتها نیز الهههایی مثل Suvannamacch، پری دریایی طلایی را به عنوان نمادی از ثروت، فراوانی و حفاظت در آبهای مقدس پرستش میکنند.
در ژاپن، تصاویری از انسان نماهای غول پیکر دریایی به نام Ningen امروزه همچنان جذابیت دارند، در حالی که فولکلور باستانی این کشور، از موجودی به نام Ningyo صحبت میکند که نوعی ماهی با صورت انسان است و شباهت زیادی به پریان دریایی دارد. مجموع روایات فوق نشان میدهند که از شرق تا غرب، از اعماق دریا تا فرهنگهای انسانی، تصاویر نیمه انسان و نیمهآبزی همواره الهام بخش داستانها، اعتقادات و تخیل بشر بودهاند.
بیشتر بخوانید





