رتبهبندی 10 تا از بهترین انیمیشن های پیکسار در تمام دوران
به گزارش تیکاگو به نقل ازگجت نیوز
ارسال شده توسط: امیرحسین کریم نژاد 20 بهمن 1404 ساعت 19:42
استودیو پیکسار با ساخت برخی از بهترین انیمیشن های جهان خود را در ذهن و قلب میلیونها انسان جاودانه کرده است. امروز به انیمیشن هایی میپردازیم که خاطرات شیرینی را برای همه ما رقم زدند.
بهترین انیمیشن های استودیو پیکسار روی قلب شما دست میگذارند. همه محصولات این استودیو دارای داستانهای عمیق و انسانی هستند و میتوانند هم مخاطب کودک و هم بزرگسال را به خود جذب کنند. در واقع ساختار چند لایه و احساسی انیمیشن های این استودیو باعث شده که نسبت به سایر آثار متفاوت باشند.
فهرست مطالب
بهترین انیمیشن های پیکسار؛ ترکیب خاطرات شیرین کودکی با مفاهیم عمیق

استودیو پیکسار در سال ۱۹۸۶ آغاز به کار کرد. در ابتدا این استودیو بهعنوان زیرمجموعه لوکاسفیلم فعالیت میکرد. تا اینکه استیو جابز پیکسار را خرید. البته جابز به دنبال ساخت انیمیشن های باکیفیت نبود. او میخواست با فروش کامپیوترهای گرافیکی پیشرفته به موفقیت برسد؛ اما فقط پیکسار را تا مرز نابودی پیش برد. در دهه ۱۹۹۰ بود که همکاری پیکسار با دیزنی شروع شد و در سال ۱۹۹۵ پیکسار با ساخت داستان اسباببازیها یک موفقیت بیسابقه را تجربه کرد.
پیکسار با تولید اولین انیمیشن سهبعدی بلند تاریخ سینما توانست کل صنعت انیمیشن را تغییر دهد. جالب اینکه موفقیت این استودیو به تنها یک اثر مهم ختم نشد و هنوز هم آثار آنها متفاوت و خاص بهنظر میرسند. در ادامه نگاهی به بهترین انیمیشن های پیکسار خواهیم داشت.
کوکو (Coco)
کوکو داستان یک پسر ۱۲ ساله را روایت میکند که علیرغم مخالفت شدید خانواده خود به موسیقی علاقه دارد. سالها پیش یکی از اجداد آنها بهخاطر موسیقی خانواده خود را رها کرده و از آن زمان موسیقی ممنوع است. هرچند کوکو پنهانی گیتار میزند و در جشن روز مردگان بهصورت ناگهانی وارد سرزمین مردگان میشود. 

در دنیای مردگان کوکو اجداد خود را میبیند و رازهای پنهان خانواده برملا میگردد. پایان این انیمیشن بسیار احساسی است و به مفاهیم عمیقی مثل بخشش، هویت و خانواده میپردازد.
بهترین انیمیشن های پیکسار: کارخانه هیولاها (Monsters, Inc)
در یک جهان موازی دو هیولا به نامهای سالیوان و وازوسکی در یک کارخانه خاص کار میکنند. آنها باید با استفاده از درهای خاصی وارد خواب کودکان شده و آنها را بترسانند. در نتیجه اینکار نیز در کپسولهای خاصی انرژی جمع میشود. هرچند مشکل اینجاست که کودکان دیگر چندان نمیترسند و شرکت تحت فشار قرار گرفته است. 

ماجرا از زمانی بدتر میشود که یک کودک انسان بهنام بو وارد دنیای هیولاها میشود. دنیایی که در آن انسانها سمی قلمداد میشوند و حضور آنها یک تهدید بزرگ است. پیکسار از فناوریهای پیشرفته در ساخت این انیمیشن استفاده کرد. به همین خاطر هیولاها جزئیات زیادی دارند و البته هرکدام نیز منحصر بهفرد هستند.
در جستوجوی نمو (Finding Nemo)
در جستوجوی نمو نهتنها یکی از بهترین انیمیشن های پیکسار محسوب میشود، بلکه در ذهن نسلهای مختلف نیز ماندگار شده است. داستان در مورد یک دلقکماهی بهنام مارلین است که همسر و همه فرزندان خود بهجز یکی را از دست میدهد. در نتیجه تلاش میکند تمام زندگی خود را وقف نمو بکند. هرچند روزی نمو به سمت یک قایق ماهیگیری حرکت میکرد و یک غواص او را میگیرد.

اینجاست که مارلین تلاش میکند با کمک یک ماهی فراموشکار بهنام دوری فرزند خود را پیدا کند. شخصیتسازی جذاب و ماجراجوییهای حیرتانگیز از جمله نقاط قوت این انیمیشن هستند. همچنین پیکسار بهخوبی توانسته با استفاده از افکتهای نوآورانه حس اقیانوس را منتقل کند.
بهترین انیمیشن های پیکسار: موش سرآشپز (Ratatouille)
کمتر کسی از فکر حضور یک موش در آشپزخانه استقبال میکند. هرچند نویسندگان پیسکار یکی از بهترین انیمیشن های این استودیو را با محوریت این ایده ساختند. داستان در مورد یک موش جوان بهنام رمی است که به آسپزی علاقه زیادی دارد. پدر او با درماندگی میگوید که رمی فقط باید فکر غذا خوردن و زنده ماندن باشد و نزدیک شدن به انسانها کار درستی نیست؛اما رمی قبول نمیکند.


رمی بهصورت اتفاقی از خانواده خود جدا میشود و ناگهان خود را در پاریس مییابد. او وارد یک رستوران میشود تا بلکه شاید بتواند آشپزی را امتحان کند. او در حال درست کردن سوپ است که نظافتچی رستوران او را میبیند. از اینجاست که ماجرا اوج میگیرد.
درون و بیرون (Inside Out)
بدون تردید درون و بیرون جایگاه ویژهای در میان بهترین انیمیشن های استودیو پیکسار دارد. در این فیلم وارد ذهن یک دختر نوجوان بهنام رایلی اندرسن میشویم. جایی که احساسات مختلف از جمله خشم، ترس، انزجار و ناراحتی همگی در کنار شادی حضور دارند. نویسنده داستان این احساسات را بهصورت موجودات زنده تصویر میکند. موجوداتی که تلاش میکنند تعادل روانی رایلی را حفظ کرده و از بروز فاجعه جلوگیری کنند.

مشکل از جایی شروع میشود که خانواده رایلی از مینسوتا به سانفرانسیسکو نقل مکان میکند. این جابهجایی و دور شدن از دوستان آسیب زیادی به رایلی میزند و او را حسابی تحت فشار میگذارد. درون و بیرون را میتوان یکی از بهترین انیمیشن های جهان نیز دانست. چراکه هم میتواند مفاهیم پیچیده را برای کودکان توضیح دهد. هم بهزیبایی مخاطب بزرگسال را به خود جلب میکند.
شگفتانگیزان (The Incredibles)
اگر به داستانهای ماجراجویی علاقه دارید، شگفتانگیزان بهترین گزینه برای شما است. داستان در دنیایی روایت میشود که افراد با قدرتهای ماورایی وجود دارند و در نقش قهرمان ظاهر میشوند. هرچند پس از چند اتفاق فاجعهبار دولت فعالیت قهرمانان را ممنوع اعلام میکند. در نتیجه باب و هلن مجبور میشوند زندگی عادی خود را پیش گرفته و از فرزندانشان مراقبت کنند.

باب درگیر یک زندگی کسلکننده است. تا اینکه پیامی مرموز برای نجات جهان دریافت میکند. او مجدد لباس قهرمانی را میپوشد تا به ماموریتی ناممکن برود. هرچند این ماموریت آنقدر پیچیده است که در نهایت تمامی اعضای خانواده درگیر میشوند.
بهترین انیمیشن های پیکسار: وال ای (WALL-E)
در ادامه بهترین انیمیشن های استودیو پیکسار به وال ای میرسیم. داستان در آیندهای دور و آخرالزمانی رقم میخورد. کره زمین مملو از زباله شده و دیگر قابل سکونت نیست. تنها یک ربات کوچک بهنام وال ای در زمین وجود دارد که وظیفه آن فشردهسازی و جمعآوری زبالهها است. سالها تنهایی نیز باعث شده که وال ای شخصیت خاصی پیدا کند.

روزی یک کاوشگر پیشرفته بهنام ایو به زمین میآید تا امکان سکونت مجدد در آن را بررسی کند. وال ای عاشق ایو میشود و تنها گیاهی که پیدا کرده را به او نشان میدهد.
بیشتر بخوانید
آنها تلاش میکنند گیاه را به سفیه فضایی برسانند تا نشان دهند هنوز امید در کره زمین از بین نرفته و راهی برای بازگشت وجود دارد.
داستان اسباببازیها (Toy Story)
هر شبکه یا استودیویی با یک اثر شاخص شناخته میشود. در میان بهترین سریالهای HBO بازی تاج و تخت میدرخشد و در میان بهترین های پیکسار داستان اسباببازیها جایگاه ویژهای دارد. در سال ۱۹۹۵ داستان اسباببازیها انقلابی در دنیای انیمیشن ایجاد کرد. البته با گذشت سالها جلوههای بصری این انیمیشن دیگر چندان خاص بهنظر نمیرسند، اما هنوز داستان و شخصیتها بینظیر هستند. 

ماجرا در مورد کودکی بهنام اندی دیویس است که بهعنوان کادوی تولد یک اسباببازی جدید را هدیه گرفته است. ورود اسباببازی جدید باعث میشود که یکی از اسباببازیهای قبلی او بهنام وودی حسادت کند. در نهایت حسادت و رقابت بین این دو باعث میشود که هردو گم شوند. حالا آنها باید تمام تلاش خود را برای بازگشت به خانه بهکار گیرند.
بهترین انیمیشن های پیکسار: بالا (Up)
شاید از نظر برخی افراد عجیب باشد، اما بالا در لیست بهترین فیلم های دریافتکننده جایزه اسکار دیده میشود. در واقع بالا دومین انمیشین دریافتکننده این جایزه و اولین انیمیشن کامپیوتری نامزد شده برای جایزه اسکار است. دلیل این را نیز میتوانید در همان ۱۰ دقیقه ابتدایی اثر ببینید. جایی که زندگی کارل و الی بدون هیچ دیالوگی و صرفا با موسیقی زیبا و تصاویر فوقالعاده نمایش داده میشود.


ماجرا در مورد یک پیرمرد بهنام کارل فردریکسن است که تصمیم میگیرد رویای همسر مرحومش برای سفر به آمریکای جنوبی را محقق کند. او تلاش میکند با استفاده از هزاران بادکنک خود را به آبشار پارادایس برساند. در این مسیر نیز یک پسر بچه بهنام راسل همراه او میشود. آنها با موجودات خاصی مواجه میشوند و یک ماجراجویی بهیادماندنی را پشت سر میگذارند.
داستان اسباببازیها 3 (Toy Story 3)
در ادامه داستان اسباببازیها حالا اندی بزرگ شده و میخواهد به دانشگاه برود. مادر اندی بهصورت اتفاقی کیسه اسباببازیها را بهجای شیروانی در سطل زباله میگذارد. به همین خاطر اسباببازیها فکر میکنند که اندی آنها را دور انداخته است. آنها به توصیه باربی (اسباببازی خواهر اندی) برای رفتن به مکانی بهتر گوش میکنند. هرچند نمیدانند که آیندهای بسیار تاریک و وحشتناک در انتظارشان است.

داستان اسباببازی ۳ بهعنوان پایان موفق یک داستان احساسی شناخته میشود. داستانی که توانست برای آخرین بار نام یک انیمیشن را در میان نامزدهای جایزه بهترین فیلم اسکار قرار دهد. اگر داستان اسباببازیهای ۳ را ندیدهاید، حتما آن را تماشا کنید. چراکه با پایان خاص خود تا مدتها ذهنتان را درگیر خواهد کرد. بیدلیل نیست که این اثر در صدر بهترین انیمیشن های استودیو پیکسار قرار میگیرد.





