صورتحساب جنگ برای ترامپ؛ چرا احتمال وقوع جنگ پایین است؟
به گزارش تیکاگو به نقل از اقتصاد آنلاین
اقتصاد آنلاین – رجا ابوطالبی: در روزهایی که همگان از احتمال وقوع جنگ ایران با آمریکا سخن به میان میآورند، بررسی وقایع موجود از منظر اقتصادی میتواند رخداد و یا عدم وقوع جنگ را به تصویر بکشد.
هزینههای جنگ ایران و آمریکا
آغاز جنگ برای هر کشوری هزینههای سرسام آوری به همراه دارد. به طور مثال دانشگاه براون برآورد کرد که آمریکا حد فاصل سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱ در جنگ نظامی با افغانستان، هزینهی ۲.۲۶ تریلیون دلاری پرداخت کرد.
با فرض اینکه، نتیجه این تحقیق مبنای هزینه تقابل احتمالی ایران و آمریکا باشد، با فرض ثبات تمام متغیرها و هزینههای نظامی، رویارویی ایران و آمریکا روزانه برای این کشور ۳۱۰ میلیون دلار خرج تراشی خواهد کرد. اما اگر بخواهیم رقمی منطبق بر تورم و رشد تکنولوژی که هزینههای جنگ را افزایش میدهد، محاسبهی خود را تکمیل کنیم، عدد ۵۰۰ میلیون دلار به ازای هر روز احتمالا دقیقتر باشد.
مذاکرات آغاز شد
پشت هر شروع جنگی، منطقی نهفته است. واضحا هدف آمریکا از آغاز جنگ، آن هم با آن هزینهی سرسام آور، نمیتواند برقراری صلح جهانی باشد؛ آمریکا میتواند شعارگونه صحبت کند، اما بر همگان محرز است که از جنگ با ایران، اهداف اقتصادی خود را نیز دنبال خواهد کرد.
حتی اگر آمریکا به دنبال خلع سلاح کامل ایران باشد، میتواند این موضوع را از مسیر مذاکره ردگیری کند، چرا که هزینههای بالای جنگ، آمریکا را مجاب خواهد کرد که پای میز مذاکرات بیاید. چرایی اصرار ما به هزینههای آمریکا را باید در حجم بدهیهای این کشور جستوجو کرد.
علاوه بر این، کل بدهیهای عمومی آمریکا به عدد بیسابقهی ۳۸ تریلیون دلار رسیده است که بحرانی عمیق را حکایت میکند. دولتی که با عوامل ساختاری قابل پیشبینی نظیر افزایش نابرابری، مراقبتهای بهداشتی غیرقابلقبول، تغییرات اقلیمی، مقرونبهصرفه نبودن آموزش و تهدیدات امنیتی رو به رو است، آیا خود را وارد مسیری چنین پر هزینه خواهد کرد؟

واضحا اولویت این دولت، رسیدگی به آمال و خواستههای خود از مسیر مذاکرات است تا بار جدید و سنگینی را بر دوش نکشد.
قیمت نفت چه میشود؟
نباید فراموش کرد که هزینههای جنگ صرفا به این اعداد و ارقام محدود نمیشود؛ تنش دو کشور میتواند، قیمت نفت را در آستانه انتخابات نمایندگان آمریکا، افزایش دهد که این گزاره نیز میتواند، یک عامل بازدارنده برای دونالد ترامپ باشد.
ضمن اینکه ایران به طور متوسط، روزانه ۱.۶ میلیون بشکه نفت را صادر میکند. شاید صادرات ایران تحت تاثیر تحریمهای بینالمللی محدود شده باشد، اما با این حال حوالی ۱.۵ درصد از نفت جهان را تامین میکند. این پایان راه نیست و آغاز جنگ ایران و آمریکا تهدیدی بسیار بزرگ برای امنیت تنگهی هرمز خواهد بود.
این تنگه به واسطهی اهمیت ژئوپلوتیکی که دارد، تجارتهای جهانی را در دل خود جای داده است. به عنوان مثال، عربستان و امارات که به ترتیب ۱۴ و ۸ درصد از صادرات نفت جهان را در سال ۲۰۲۳ در اختیار داشتند، به امنیت تنگهی هرمز محتاجند.
بنابراین، وقوع جنگ بین ایران و آمریکا، امنیت این تنگه را تحت تاثیر قرار میدهد و واضحا قیمت نفت را به طور فزایندهای افزایش میدهد. نفت گران، هزینههای شرکتها را بالا میبرد، هزینهی انرژی مصرفی مردم را افزایش میدهد و در یک کلام تورم آمریکا را جا به جا میکند. نتیجهای که نه ترامپ و نه مردم آمریکا به دنبال آن نخواهند بود.
انتخابات در راه است
علاوه بر این، اکتبر و نوامبر سال ۲۰۲۶، دو انتخابات مهم برگزار میشود که هرکدام نقش بسیار مهمی در سیاست جهانی دارند. دو انتخابات مجلس آمریکا و انتخابات عمومی اسرائیل برای صاحبان قدرت آن کشورها بسیار مهم است.
آنها که بقای خود را در پیروزی در این انتخابات میبینند، دست به عصاتر از همیشه به پیشواز انتخابات خواهند رفت. اگرچه در مقطع فعلی و بر اساس پیشبینیهای صورت گرفته پیش از برگزاری انتخابات، هم نتانیاهو و هم ترامپ از شانس بسیار زیادی برخوردار هستند، اما یک تصمیم اشتباه میتواند توازن قدرت را جابهجا کند.
آنها میدانند که در صورت آغاز مجدد جنگ، هزینههای بسیار زیاد اقتصادی و حتی اجتماعی را برایشان به همراه دارد. ریسک این موضوع که خروجی جنگ با پیشبینی آنها متفاوت باشد، سبب میشود که با احتیاط بیشتری شروط آغاز جنگ را دنبال کنند.
در شرایط کنونی، احتمال وقوع جنگ میان ایران و آمریکا بسیار کم به نظر میرسد. هزینههای سرسامآور جنگ، از جمله ۵۰۰ میلیون دلار به ازای هر روز، بهعلاوه بدهیهای سنگین آمریکا و بحرانهای اقتصادی داخلی این کشور، موجب شده که آمریکا بیشتر بهدنبال مسیر مذاکره باشد.
امنیت جهانی و اقتصاد کشورهای وابسته به نفت نیز نقش مهمی در جلوگیری از این جنگ دارند، چرا که جنگ میتواند تاثیرات منفی قابل توجهی بر امنیت تنگه هرمز و قیمت جهانی نفت بگذارد. با نزدیک شدن به انتخابات ۲۰۲۶، مقامات آمریکا و اسرائیل احتمالا بیشتر از همیشه به تاثیرات این بحرانها و ریسکهای اقتصادی و اجتماعی توجه میکنند.





