فرانتس کافکا از آن دست نویسندگانی است که آثارش بینهایت تأثیرگذار هستند و در آنها درباره عمیقترین عواطف و افکار انسان صحبت شدهاست.
دنیای کافکا را طنز تلخ، اضطرابهای درونی و شخصیتهایی پر کردهاست که در چنگال سیستمی بیرحم گرفتار شدهاند و با ترسهای وجودی مواجه هستند. اما نوشتهها و عواطف او فراتر از روایتهای ترسناک و کابوسوار است و نامههای عاشقانه پرشوری هم نوشته است که بهطور کلی تصور شما از او را بههم میریزد.
ازآنجاییکه بهنظر میرسد کتابهای او سختخوان باشد، در این مطلب میخواهیم بگوییم که بهتر است مهمترین آثار کافکا را با چه ترتیبی بخوانیم.
بهترین ترتیب برای خواندن کتابهای فرانتس کافکا
فرانتس کافکا، نویسندهای اهل پراگ است که آثار او دروازههای جدیدی را به روی ادبیات جهان گشودهاست. اگر کتابهای او را بخوانید، آنقدر تازه و زنده بهنظر میرسند که نمیتوان باور کرد یک قرن پیش نوشته شدهاست. در ادامه بهترین ترتیب برای مطالعه آثار او را به شما پیشنهاد کردهایم:
۱. محاکمه (The Trial)
محاکمه یکی از مشهورترین رمانهای کافکا است که پس از مرگ او در سال ۱۹۲۵ منتشر شدهاست. این کتاب از همان جمله اول توجه مخاطب را جلب میکند: «حتماً کسی درباره یوزف ک دروغ گفتهبود، چون بدون اینکه کار اشتباهی کردهباشد، یک روز صبح دستگیر شد.»
داستان این کتاب، درباره مردی است که در سیستمی بیرحم گرفتار شدهاست و بدون اینکه هرگز بفهمد جرمش چیست، محاکمه میشود. کتاب محاکمه طنز تلخی است که پیش از اورول رژیمهای توتالیتر را بهتصویر میکشد و اضطراب مدرن را پیشبینی میکند.
با اینکه بیش از یک قرن از نگارش این کتاب میگذرد، محاکمه همچنان آینهای تمامعیار از دنیای سردرگم و پیچیده امروزی است.
مشخصات کتاب محاکمه
سال انتشار کتاب: ۱۹۲۵
مترجم (پیشنهاد کاربران): علیاصغر حداد
ناشر: ماهی
تعداد صفحات: ۲۷۰
«با خود فکر کرد: دستهای زنانه بیسروصدا خیلی چیزها را سروسامان میدهند.»
۲. مسخ (Metamorphosis and Other Stories)
مسخ که یکی از بهترین آثار ادبی قرن بیستم است، با این جمله مسحورکننده آغاز میشود: «گرگور سامسا یک روز صبح از خواب بیدار شد و دریافت که به یک حشره غولپیکر تبدیل شدهاست.»
اما آنچه مسخ را تا این اندازه فراموشنشدنی کردهاست، این دگردیسی وحشتناک نیست؛ بلکه مهارت بینظیر کافکا در ترکیب کابوسهای هولناک با احساسات روزمره است.
او در داستانهای کتاب مسخ، جهانی را خلق کردهاست که در آن مردی برای تأیید دیگران تا حد مرگ گرسنگی میکشد و شکنجهگری با عشقی بیحدوحصر به دستگاه شکنجه خود وابسته است.
مسخ هم نمادی از بیگانگی انسان مدرن است و هم تصویری از اضطرابها و سرخوردگیهای انسان مدرن به ما نشان میدهد. اگر قرار باشد فقط یک کتاب از فرانتس کافکا بخوانید، بدون شک این کتاب حتماً باید مسخ باشد.
مشخصات کتاب مسخ
سال انتشار کتاب: ۱۹۱۵
مترجم (پیشنهاد کاربران): علیاصغر حداد
ناشر: ماهی
تعداد صفحات: ۱۸۴
«مطلب اینجاست که آدم همیشه تصور میکند که در مقابل ناخوشی استقامت خواهد کرد و بستری نمیشود.»
۳. آمریکا (Amerika)
این اثر کافکا، جنبهای کاملاً متفاوت با ذهن خلاق و پیچیده کافکا را برای ما بهنمایش میگذارد و پس از مرگ او و به کمک دوست نزدیکش ماکس برود منتشر شدهاست.
جالب است بدانید که کافکای همیشه منتقد خود، اصلاً مایل نبود که این کتاب چاپ و منتشر شود. این رمان، داستان پسری بهنام کارل روسمان را روایت میکند. پسری که والدینش او را به آمریکا میفرستند، زیرا با دختری، رابطه نامشروع داشته است.
قهرمان معصوم کتاب، شباهت چندانی به شخصیتهای سایر کتابهای کافکا ندارد و مجازاتهایی میبیند که کمتر رنگ و بوی کابوسهای کافکایی دارند. اما همین تفاوت، دلیل اصلی جذابیت و لزوم مطالعه این کتاب است.
مشخصات کتاب آمریکا
سال انتشار کتاب: ۱۹۲۷
مترجم (پیشنهاد کاربران): علیاصغر حداد
ناشر: ماهی
تعداد صفحات: ۳۰۴
«وقتی باهات مدام مثل سگ رفتار میکنند، کمکم فکر میکنی واقعاً سگ هستی.»
۴. نقب (The Burrow)
بسیاری از اهالی کتاب و ادبیات، نقب را مکملی برای کتاب مسخ معرفی میکنند. این کتاب، مجموعهای از داستان کوتاه است که مثل کتاب آمریکا پس از مرگش منتشر شدهاست.
هر چند که داستانهای کتاب نقب بهاندازه سایر آثار کافکا شناختهشده نیستند، اما به همان اندازه، جذاباند. در این سری داستانها نیز همچنان با هراس و بوروکراسی بیرحمی که مشخصه اصلی آثار کافکا است، مواجه هستیم. طنز تند و تیز کتاب نیز آن را به گزینهای عالی برای کشف چهره دیگر کافکا تبدیل کردهاند.
مشخصات کتاب نقب
سال انتشار کتاب: ۱۹۳۱
مترجم (پیشنهاد کاربران): شیاوش جمادی
ناشر: شادگان
تعداد صفحات: ۱۲۰
پدر، تمنا میکنم، بگذارید آینده به شایستگی بیاساید. اگر پیش از هنگام بیدارش کنید، جز حاضری خوابآلود، حاصلی نخواهد بود. شایسته نیست که پسرتان این را به شما گوشزد کند.
۵. نامه به فلیسه (Letters to Felice)
فرانتس کافکا، مردی گرفتار میان عشق و تنهایی بود. از از یکسو آرزوی ارتباط انسانی عمیقی را در سر داشت و از سوی دیگر، نیاز عجیبی به تنهایی را در خود احساس میکرد. کافکا در سال ۱۹۱۲ با فلیسه باوئر که از بسیاری جهات با او فرق داشت، آشنا شد.
ازآنجاییکه کافکا ساکن پراگ و فلیسه ساکن برلین بود، عشقش را عمدتا در قالب نامههای پرشور عاشقانه و گاه مضطرب بیان میکرد. کتاب نامه به فلیسه، حاصل این ابراز عشق است که در فاصله بین دو نامزدی نافرجام و درنهایت جدایی آنها نوشته شدهاست. اگر میخواهید با تصویری کمنظیر از روح ناآرام کافکا آشنا شوید، حتما این کتاب را بخوانید.
مشخصات کتاب نامه به فلیسه
سال انتشار کتاب: ۱۹۶۷
مترجم (پیشنهاد کاربران): مصطفی اسلامیه
ناشر: نیلوفر
تعداد صفحات: ۸۰۷
«خسته، حتماً، فلیسه من، وقتی این نامه را برمیداری خسته هستی، و من باید به خاطر چشمهای خوابآلود تو هم که شده، سعی کنم روشن و واضح بنویسم. آیا بهتر نیست نامه را همین الان نخوانده کنار بگذاری، دراز بکشی و بعد از این هفته ی پر سر و صدا و ازدحام چند ساعتی به خواب بروی؟ نامه در نخواهد رفت و حتی خیلی هم خوشحال خواهد شد اگر تا بیدارشدن تو روی تخت در انتظار بماند.»
۶. نامه به میلنا (Letters to Milena)
کتاب نامه به میلنا، صرفاً مجموعهای از نامههای عاشقانه نیست، بلکه از طریق کلمات، نبوغ ذهن یک نویسنده را برای ما آشکار میکند. میلنا یسنسکا، مترجمی باهوش و پرشور بود که از طریق نامهنگاریهای کاری با کافکای سیوشش ساله آشنا شد و این ارتباط در نهایت، به عشقی پرشور و آتشین ختم شد.
هر چند که رابطه با میلنا نیز درست مثل فلیسه سرانجام به جدایی ختم شد، اما او جز معدود انسانهایی بود که کافکا پیش او پرده از وسواسها و اضطرابهای درونیاش برداشت و خود واقعیاش را نشان داد. بنابراین، این کتاب، برای طرفداران کافکا بسیار ارزشمند است.
مشخصات کتاب نامه به میلنا
سال انتشار کتاب: ۱۹۵۲
مترجم (پیشنهاد کاربران): سیاوش جمادی
ناشر: شادگان
تعداد صفحات: ۲۵۶
«دیشب تو را خواب میدیدم. چیز زیادی به یادم نمانده، تنها میدانم که من و تو به هم تبدیل میشدیم. من تو بودم و تو، من. ناگهان تو آتش گرفتی. یادم آمد یک بار یک نفر با لباس، آتشی را خاموش کرد، کت کهنهای را آوردم و تو را با آن زدم. اما دوباره ما تبدیل شدیم و تو دیگر آنجا نبودی، بلکه من بودم که در آتش میسوختم و من بودم که کت را به خودم میکوبیدم. اما فایدهای نداشت و ترس قدیمیام تأیید میشد که این چیزها آتش را خاموش نمیکند.»
۷. قصر (The Castle)
آخرین اثری که میخواهیم در این مطلب معرفی کنیم، کتاب قصر است. گفته میشود که این اثر، آخرین رمانی است که کافکا پیش از مرگ خود نگارش آن را آغاز کردهبود و متأسفانه نتوانست آن را تمام کند.
داستان این کتاب، درباره فردی است که به روستایی ناشناخته وارد میشود و در تلاش است که به قصر اسرارآمیز آن راه پیدا کند. اما در هر مرحله، با قوانینی نامفهوم و دیوانسالاری بیرحمی روبهرو میشود و آمیزهای از اضطراب، گناه و استیصال تجربه میکند.
کتاب قصر که یکی از پیچیدهترین و تاثیرگذارترین آثار کافکا است، تصویری از انسان در جستوجوی معنا را به ما نشان میدهد.
مشخصات کتاب قصر
سال انتشار کتاب: ۱۹۲۶
مترجم (پیشنهاد کاربران): علیاصغر حداد
ناشر: ماهی
تعداد صفحات: ۴۳۲
«اگر بتوانید با کسی نیمساعت در سکوت بنشینید و بااینحال کاملا ًراحت باشید، میتوانید با آن شخص دوست بشوید. اگر نمیتوانید، هرگز دوست یکدیگر نمیشوید و نیازی نیست در این راه وقت تلف کنید.»
مختصری درباره فرانتس کافکا
فرانتس کافکا، در سال ۱۸۸۳ در شهر پراگ بهدنیا آمد تا با نبوغ منحصربهفرد خود، سبکی جدید از داستان کوتاه و رمان را به دنیای ادبیات جهان هدیه کند. او پدری سختگیر داشت و در محیطی پر از ترس و تنش بزرگ شد. این مسئله جهان کابوسواری را برای او رقم زدند. او که تحصیلکرده رشته حقوق بود، به نوشتن به چشم راهی برای نجات از اضطراب نگاه میکرد.
او هرگز بهدنبال شهرت نبود و حتی وصیت کردهبود که پس از مرگش، تمامی آثارش سوزانده شوند. اما ماکس برود به وصیت او گوش نکرد و بیش از یک قرن است که آثار او همچنان در دسته درخشانترین آثار ادبی جهان قرار دارند. متأسفانه کافکا در سن ۴۰ سالگی بر اثر بیماری سل درگذشت و نتوانست بعضی از رمانهایش مثل محاکمه و قصر را تمام کند.
کافکا، پژواکی از رنج و سرگردانی!
کتابهای کافکا، آیینه تمامنمای رنجهای پنهان انسان مدرن هستند. آثار او از نظر بعضی از اهالی ادبیات، نماد پوچی و اضطراب محسوب میشوند و همین مسئله خوانش آثار او را کمی دشوار میکنند.
در این مطلب، سعی کردیم ترتیبی برای مطالعه آثار این نویسنده بزرگ و آشنایی با تفکر و قلم او در اختیارتان قرار دهیم. قبلاً کدام یک از آثار کافکا را خواندهاید؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.
منبع: penguin