مروری بر ده فیلم سینمایی که براساس پروندههای واقعی ساخته شدهاند، به بهانه نمایش «اردوبهشت» | قهوه تلخ
به گزارش تیکاگو به نقل از فیلم نیوز
پروندههای واقعی، خوراک بسیار خوبی برای ساخت فیلمهای سینمایی و سریالهای تلویزیونی هستند. بارها فیلمهایی براساس این پروندهها ساخته شده. بعضی از آنها به واقعیت وفادار بودهاند و ماجراها همانطور که هست به نمایش گذاشتهاند. بعضی کارگردانها اما صرفا برداشتی آزاد از یک پرونده داشته و ماجرای اصلی را براساس سلیقه خودشان دراماتیزه کردهاند. بعضی از آنها حتی ابتدای اثرشان هرگونه شباهت به واقعیت اصلی را منکر شدهاند. «اردوبهشت» یکی از فیلمهای جشنواره امسال است که به کارگردانی محمد داودی براساس یک ماجرای تلخ واقعی ساخته شده. غرق شدن شش دختر دانشآموز در دریاچه پارک شهر که اردیبهشت سال 1381 اتفاق افتاد و بازتاب گستردهای داشت.
به گزارش فیلمنیوز، این سالها پروندههای واقعی که براساس جرم و جنایت شکل گرفتهاند، دستمایه ساخت تعداد زیادی فیلم شدهاند. به بهانه اکران «اردوبهشت» از تولیدات موسسه تصویر شهر در جشنواره چهلوچهارم فیلم فجر، ده فیلم مهم که از پروندههای واقعی الهام گرفتهاند را مرور میکنیم.
اردوبهشت | محمد داودی | 1404
اردوبهشت براساس یک پرونده قضایی جنجالی ساخته شده است.
«اردوبهشت» درباره ماجرای واقعی غرق شدن 6 دانشآموز و یک قایقران در دریاچه پارک شهر است که اردیبهشت سال 1381 رخ داد. محور اصلی این فیلم پدر یکی از دانشآموزان است. مردی که در شرایط مالی خوبی قرار ندارد و به دلیل بدهکاری هایی که باال آورده همسرش خانه را ترک کرده است . در چنین شرایطی دخترش به همراه 6 نفر دختر دیگر در اردویی که از طرف مدرسه رفتهاند در پارک شهر غرق میشوند و او با وجود شرایط مالی بدی که دارد و پیشنهادهای مختلف و وسوسه انگیزی که به او و خانوادهاش بعد از این اتفاق داده میشود ، به دنبال حقخواهی خون دخترش میرود. کاظم دانشی علاوه بر اینکه امسال، با کارگردانی فیلم «زندهشور» در جشنواره حضور دارد، در نگارش فیلمنامه «اردوبهشت» هم با محمد داوودی همکاری کرده است. حامد بهداد، شهرام حقیقتدوست، حدیث میرامینی، ستاره پسیانی و تورج الوند بازیگران این فیلم هستند. «اردوبهشت» توسط موسسه تصویر شهر ساخته شده است.
بیبدن | مرتضی علیزاده | 1402
«بی بدن» به یکی از قتلهای جنجالی پرداخت.
«بیبدن» به کارگردانی مرتضی علیزاده، براساس پروندهی جنایی غزاله و آرمان، یکی از پرسروصداترین پروندههای قتل در دههی 90 ساخته شد که سرانجام با اعدامِ آرمان در سوم آذرماه 1400 به پایان رسید. مفقودی جسدِ غزاله، یکی از ابهاماتِ این پرونده بود و این اتفاق در «بیبدن» یکی از نقاطِ عطفِ درامِ را شکل میداد. فیلمنامه این اثر به قلم کاظم دانشی نوشته شده بود؛ کارگردانی که پیشتر فیلم «علفزار» را ساخته بود. دانشی و علیزاده، در فرآیند تحقیق و پژوهشِ این پرونده، چندین پرونده قضایی واقعی را مطالعه کرده و به سوژههای متعددی رسیده بودند و داستان فیلم تجمیعی از همه مشاهداتِ آنها از چند پرونده واقعی بوده است. شاید همین موضوع ملتهب سبب شده تا این فیلم قبل از اکرانِ خود در جشنواره، با حاشیههایی مواجه شود، برای مثال یکی از سایتهای خبری نوشت که خانوادهی عبدالعالی از ساخت این فیلم راضی نیستند.
طلاخون | ابراهیم شیبانی| 1401
«طلاخون» روایت زندگی یک قاتل زن سریالی بود.
ابراهیم شیبانی سال 1401 فیلم «طلاخون» را براساس پرونده مهین قدیری، یک زنِ قاتلِ سریالی ساخت؛ داستان زندگی ناهید که در خارج از خانه یک قاتل سریالی است اما در خانه مادری مهربان و نمونه. فیلم به ما دربارهی انگیزههای روانی مهین چیزی نمیگوید و زوایای چندانی از زندگی گذشتهی او را روشن نمیکند و شاید به همین خاطر است که شخصیتِ «ناهید» آنطور که باید در ذهنِ ببیننده باقی نمیماند. شیبانی در این فیلم هیچ صحنهی قتلی را نشان نمیدهد و بیشتر نگاهی آسیبشناسانه به جامعهای دارد که از یک زنِ مهربان، قاتلی زنجیرهای میسازد.
علفزار | کاظم دانشی | 1400
کاظم دانشی در «علفزار» روی یکی از پروندههای جنجالی با موضوع تجاوز دست گذاشت.
حادثهی تلخ باغ خمینیشهر، موضوع فیلم علفزار به کارگردانی کاظم دانشی بود. در این فیلم بازپرسی به نام امیرحسین درگیر پروندهای میشد که در آن عدهای شبانه به باغی حمله کرده و به زنانِ مهمانی تعرض کرده بودند (همان حادثهی باغ خمینی شهر)؛ هر چند فیلم خرده روایتهایی چون شناسنامه نداشتنِ یک بچهی نامشروع یا کشتهشدنِ یک کودکِ خردسال توسط پلیس را نیز روایت میکرد. دانشی در این فیلم جسارت بسیاری به خرج داده و دربارهی معضلاتی چون تجاوز، فحاشی، استعمال مواد مخدر، مشروبات الکلی، روابط جنسی خارج از ازدواج و غیره صحبت میکرد؛ مسئلهای که فیلم را با وجود ممیزیهای حاکم بر سینمای ایران، بسیار ارزشمند میکرد.
عنکبوت | ابراهیم ایرجزاد | 1400
ماجرای قاتل سریالی مشهد در فیلم «عنکبوت» روایت شد.
عنکبوت دربارهی سعید حنایی (قاتل سریالی زنان روسپی مشهد) است. فیلم با برشی از زندگی سعید آغاز میشود، مردی که مانند خیلی آدمهای دیگر است؛ اما بر اساسِ یک اتفاق تبدیل به قاتلِ سریالی تعداد زیادی زنِ خیابانی میشود. یک روز، رانندهای قصدِ تعرض به همسرش را دارد و سعید گمان میکند ریشهی این اتفاق فسادی است که در شهر وجود دارد و عاملش زنانِ خیابانی. کارگردان در این فیلم اگرچه برایمان مشخص نمیکند، چطور یک مردِ معمولی نقاش میتواند بی هیچ عذابِ وجدانی آن همه قتل انجام دهد؛ اما روش قتلها را بهخوبی به تصویر میکشد و جنون و ترسِ قاتل را به مخاطب نشان میدهد. نویسنده و کارگردانِ «عنکبوت» اگرچه داستانِ فیلم را از ماجرای سعید حنایی وام گرفته، اما اقتباسِ وفادارانهای به آن پرونده ندارند، برای مثال شخصیتِ اصلی فیلم برخلافِ حنایی از هیچ بیماری روحیای رنج نمیبرد. همچنین حنایی یک مرتبه به دام پلیس افتاده بود که توانست قسر در برود و این ماجرا در فیلم نیست.
لانتوری | رضا درمیشیان | 1395
«لانتوری» نگاهی داشت به ماجرای اسیدپاشی آمنه.
رضا درمیشیان سال 1395 در فیلم «لانتوری»، سراغ اقتباسی آزاد از پروندهی اسیدپاشی به آمنه بهرامی رفت. داستان فیلم درباره پسری به نام پاشا است که سر دستهی یک باند خلافکار است و عاشق مریم. مریم اما روی خوشی به او نشان نمیدهد و پاشا بعد از تلاشهای بسیار برای به دستآوردنِ دلِ او و ناکام ماندن در این جریان، تصمیم میگیرد روی صورت مریم اسید بپاشد. زن که حال زندگی خود را باخته، تقاضای قصاص چشم در برابر چشم میکند. اسیدپاشی در ایران همواره قصهای پر از غصه بوده و درمیشیان، تنها کارگردانی است که این ماجرا را به تصویر کشید. کارگردان در این فیلم فضایی مستندگونه به تصویر کشید و البته درامی پرهیجان نیز خلق کرد. فیلم اگرچه صحنههای خشونتآمیزِ بسیار دارد، اما در عین حال به موضوع بخشش و عفو نیز میپردازد.
خشم و هیاهو | هومن سیدی | 1394
«خشم و هیاهو» با الهام از پرونده شهلا جاهد ساخته شد.
«خشم و هیاهو» را میتوان اقتباسی از پرسر و صداترین اتفاق صفحات حوادث روزنامههای سالهای اخیر دانست. هومن سیدی در این فیلم برداشتی آزاد از پروندهی مشهور اما مجهول ناصر محمدخانی و شهلا جاهد کرده است. او در این فیلم از زنی حرف میزند که عاشق است و عاشقِ سرسختی هم هست. زمانِ اکران، سیدی مدعی شد «خشم و هیاهو» ارتباطی به ماجرای شهلا ندارد و اقتباسی از آن ماجرا نیست، اما لحن فیلم بسیار به آثار مستند و زندگینامهای نزدیک میشود. فیلم روی رابطهی خسرو پارسا که یک خوانندهی معروف است و با حنا که سر از زندگی او درمیآورد، تاکید دارد. شیوهای که سیدی برای نمایش یک اعتراف دروغین به کار گرفته هوشمندانه و هنرمندانه است، تمثیلی از یک واقعهی خیالی که در ذهن حنا شکل گرفته و بدون پر و بال دادنهای اضافی، نحوهی ارتکاب به جرمی که مرتکب نشده را تعریف میکند.
شبهای تهران | داریوش فرهنگ | 1379
«شبهای تهران» براساس پرونده واقعی یک قاتل سریالی تولید شد.
داریوش فرهنگ که این روزها کمتر در قامتِ کارگردان ظاهر میشود، در اواخر دههی 70، یعنی آن زمانی که هنوز پروندهی خفاش شب داغ بود، فیلمی را براساس سلسله قتلهای غلامرضا خسرو ساخت با نامِ «شبهای تهران». فیلم دربارهی دو دختر به نام شیرین و مینا است که در حال تحقیق روی پروندهای از قتلهای زنجیرهای هستند که شباهت زیادی به قتلهای خفاش شب دارد؛ البته داریوش فرهنگ از دلِ این داستانِ پرتلاطم، داستانِ دیگری استخراج کرد که اگرچه تفاوتهایی با اصلِ ماجرا داشت؛ اما میشد اشاراتِ زیادی نسبت به این پرونده در آن مشاهده کرد. فرهنگ، این اثر را براساسِ فیلمنامهی «خیابان عشق ممنوع» نوشتهی تهمینه میلانی ساخت، هر چند آنچه روی پرده آمد، تفاوتِ بسیاری با فیلمنامه داشت؛ اما در عین حال کارگردان تلاش کرده بود تا آسیبشناسیهایی نیز دربارهی عوامل وقوع جرم انجام دهد.
رنگ شب | محمدعلی سجادی | 1379
«رنگ شب» به نوعی به ماجرای خفاش شب پرداخته بود.
محمدعلی سجادی در «رنگ شب» نیز نگاهی به ماجرای تکاندهندهی خفاش شب دارد. اگرچه نویسندهی اثر، اشارهی چندانی به پروندهی غلامرضا خسرو ندارد و تنها وجه تشابه آن را میتوان در به قتل رساندنِ تعداد زیادی زن و دختر در شبهای تهران دانست. ورود یک زنِ غریبه، عاملی است برای این که یک زندگی آرام و ظاهراً روبه راه را دچار تنشی عمیق و همه چیز را از مسیرِ عادی خود دور کند. رسول به عنوانِ کارمند بانک یک زندگی معمولی دارد که با زنی تصادف میکند و متوجه میشود که زن دچار فراموشی شده است. همسرِ رسول، زن را به خانه میآورد، این زن در ادامهی داستان مدعی می شود همسر رسول است و وقتی رسول برای مأموریتی به شمال رفته بوده، با هم آشنا شدهاند و این پسر هم فرزند رسول است. دادگاه برای روشن شدن قضیه، رسول و پسر بتول را به آزمایشگاه میفرستد. در آنجا مشخص میشود رسول اساساً نمیتواند بچهدار شود و همین سبب میشود تا او به همسرِ خود شک کند و در خیابانها دست به کشتنِ تعداد زیادی زن و دختر بپردازد. در انتهای فیلم، بازجو به رسول میگوید زود قضاوت کرده، چون جواب آزمایشش اشتباه بوده و زهره هیچ وقت به او خیانت نکرده و مجازات رسول اعدام است.
میخواهم زنده بمانم | ایرج قادری | 1373
پرونده جنجالی پسر نوجوانی به نام «پدرام تجریشی» محور داستان «میخواهم زنده بمانم» بود.
مرگ مرموز پدرام تجریشی یکی از پرسروصداترین پروندههای جنایی اوایل دهه60 بود. پدرام تجریشی که به همراه پدر و نامادریاش زندگی میکرد ظاهرا خودکشی کرده بود ولی نامادریاش در مظان اتهام به قتل قرار داشت. پرونده پدرام تجریشی ابهامات زیادی داشت؛ از سویی دلیل قانعکنندهای برای قتل پدرام وجود نداشت و از سوی دیگر اثبات اینکه نامادری مرتکب قتل او شده هم برای دادگاه بهسادگی میسر نبود. دادگاه پرونده پدرام تجریشی پای ثابت صفحات حوادث روزنامهها بود. مجله زنروز گزارشهای دنبالهدار و مفصلی درباره این پرونده جنجالی منتشر کرد و درنهایت نامادری از قتل پدرام تجریشی تبرئه شد. رسول صدرعاملی که سابقه کار روزنامهنگاری داشت موضوع قتل پدرام تجریشی را دنبال کرد. صدرعاملی تصمیم گرفت مستندی درباره این موضوع بسازد و با دوربین 16میلیمتری از جلسات دادگاه فیلمبرداری کرد؛ مستندی که درنهایت هرگز از تلویزیون پخش نشد اما صدرعاملی براساس این ماجرا فیلمنامهای با نام «اما من شما را دوست داشتم» نوشت و سالها بعد ایرج قادری آن را کارگردانی کرد و نامش را گذاشت: «میخواهم زنده بمانم».
فیلم «اردوبهشت» یکشنبه دوازدهم بهمن برای نخستین بار ساعت 15 در سینما جوان روی پرده میرود و اکران آن در ساعت 17 در سینما شکوفه و ساعت 20.30 در پردیس سینمایی کوروش ادامه خواهد داشت.





