شکوه امپراتوری در ابعاد دیزنیلند؛ افسوس ترکیه، مروارید دنیای باستان
به گزارش تیکاگو به نقل از کجارو
ترکیه کشوری است که در هر گوشهاش گنجینهای باستانی خوابیده، اما در میان تمام این آثار، کلانشهر افسوس در استان ازمیر، همچنان چون نگینی بر تاج تاریخ این کشور میدرخشد. این شهر که در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده، با مساحتی حدود ۶۵۰ هکتار، تقریبا ۱۰ برابر پارک تفریحی «دیزنیلند» وسعت دارد. در سال ۲۰۲۵، بیش از ۲.۵ میلیون نفر از سراسر جهان به این نقطه آمدند تا شکوه خیرهکننده شهری را ببینند که روزگاری مرکز ثروت و تجارت میان شرق و غرب بود. (CNN)
مجموعه مسقف خانههای پلکانی؛ شامل هفت عمارت اعیانی در سه سطح باستانی
عکاس: GarySandyWales / Getty Images
سفر با عبور از ورودی مدرن شهر و بازرسیهای دقیق فرودگاهی آغاز میگردد؛ اما با گذر از این حصار، بتن و سیمان قرن بیست و یکم ناگهان محو شده و جای خود را به سنگفرشهای مرمرین و ستونهای شیریرنگی میدهند که تا میان تپههای دوردست امتداد یافتهاند. در این گستره، گویی با هر قدم، لایههای غبارآلود تاریخ کنار میروند و بیننده به دو هزار سال پیش بازمیگردد.
خیابانهایی که در شب میدرخشیدند
خیابان «کورتس» (Curetes)، یکی از سه گذرگاه اصلی شهر، همچنان با سنگهای مرمرین فرش شده است. این سنگفرشها هنگام بارش باران چنان صیقلی و لغزنده میشوند که گام برداشتن بر آنها دشوار میشود. در دو سوی مسیر، تندیس شهروندان برجسته شهر به چشم میخورد که پیکرههایی بیسر و دست هستند و روزگاری شاهد عبور اشراف از سایهسار درختان تنومند بودهاند.
شکوه شبانه افسوس؛ تلاقی تاریخ و نور در قلب آناتولی
عکاس: نامشخص / hurriyetdailynews.com
افسوس از معدود شهرهای جهان باستان بود که سیستم روشنایی معابر داشت. حفرههای ظریفی که در دیوارهای سنگی تعبیه شده، محل قرارگیری چراغهای پیهسوزی بود که شبهای این کلانشهر را روشن میکرد. امروزه مقامهای گردشگری ترکیه تورهای شبانهای را راه انداختهاند تا بازدیدکنندگان بتوانند جادوی قدم زدن در این شهر را پس از غروب آفتاب تجربه کنند.
کتابخانهای برای ابدیت و بازاری برای لذت
در انتهای شیب خیابان، مشهورترین بنای شهر قد علم کرده است: «کتابخانه سلسوس» (Library of Celsus). این شاهکار معماری که در قرن دوم میلادی بنا شد، زمانی خانه ۱۲ هزار طومار پاپیروس بود. اگرچه امروز تنها نمای باشکوه آن باقی مانده، اما ستونهای بلند و پنجرههای توخالی که رو به آسمان باز میشوند، هنوز هم ابهت این مرکز دانش را حفظ کردهاند.
تبلیغ باستانی: حکاکی روی سنگفرش برای راهنمایی دریانوردان به مراکز تفریحی شهر
عکاس: Servet Turan / Getty Images
اما زندگی در افسوس همیشه هم حول محور فلسفه نمیچرخید. درست روبروی کتابخانه، یکی از قدیمیترین تبلیغات خیابانی تاریخ روی سنگفرش کنده شده است. این پیامی صریح برای دریانوردانی بود که پس از ماهها سفر، به دنبال گذران وقت در محلههای تفریحی شهر بودند.
مهندسی رومی؛ از حمام تا سیاست
رومیها به مهندسی دقیق شهرسازی مشهور بودند. در بخش توالتهای عمومی شهر، ۳۶ حفره سنگی در کنار هم قرار دارند که زیر آنها سیستم فاضلاب پیشرفتهای در جریان بود. جالب اینجاست که این مکانها نه تنها برای رفع حاجت، بلکه محلی برای معاشرت، شنیدن شایعات روز و حتی بحث درباره نتایج مسابقات گلادیاتورها و انتخابات امپراتوری بود.
تماشاخانه عظیم ۲۵ هزار نفری؛ بنا شده در عصر هلنیستی و بازسازی شده توسط رومیان در سده نخست میلادی
عکاس: bloodua / Getty Images
کمی آنطرفتر، «خانههای پلکانی» قرار دارند که محل سکونت اشراف بود. این خانهها مجهز به سیستم گرمایش و سرمایش با لولههای سفالی بودند و دیوارهایشان با نقاشیهای دیواری رنگارنگ تزیین شده است که رفاه طبقه حاکم در دو هزار سال پیش را به رخ میکشند.
جایی که معبد آرتمیس خاکستر شد
افسوس با اساطیر گره خورده است. «معبد آرتمیس» (Temple of Artemis) که یکی از عجایب هفتگانه جهان باستان بود، در همین شهر قرار داشت.
جایگاه آتش جاویدان؛ شعلهای که بهصورت شبانهروزی روشن بود و رگِ حیات شهر شناخته میشد
عکاس: manx_in_the_world / Getty Images
این معبد عظیم در سال ۳۵۶ پیش از میلاد توسط فردی به نام «هروستراتوس» (Herostratus) به آتش کشیده شد؛ او میخواست با این کار نامش در تاریخ بماند. مورخان این حادثه را یکی از نخستین نمونههای ثبتشده «تروریسم برای کسب شهرت» میدانند. امروزه از آن بنای باشکوه، تنها یک ستون تنها در دشتی خلوت باقی مانده است.
رویای بازگشت دریا به آغوش شهر
دلیل اصلی سقوط افسوس، قهر طبیعت بود. رسوبات رودخانهای به مرور زمان بندرگاه را فرسنگها از ساحل دور کردند. امروزه دریا از ویرانهها فاصله زیادی دارد، اما دولت ترکیه پروژهای بزرگ را آغاز کرده تا با حفر کانالهای جدید، دوباره آب را به این بندرگاه باستانی برگرداند.
اگر این پروژه به سرانجام برسد، گردشگران میتوانند پس از دو هزار سال، دوباره با کشتی و از مسیر دریا وارد این شهر رویایی شوند؛ درست همانگونه که روزگاری کلئوپاترا قدم به این خاک گذاشت.
مسیر ارتباطی تماشاخانه بزرگ تا بندرگاه قدیمی و متروک افسوس
عکاس: Murat Taner / Getty Images
اگر شما هم در میان این ستونهای مرمرین قدم زدهاید، از تجربه و حس خود برای ما و خوانندگان دیگر کجارو بنویسید؛ کدام بخش از شکوه افسوس، بیش از همه شما را مجذوب کرد؟





