بررسی یک ادعای جنجالی: آیا FA-50 توانست جنگنده 334 میلیوندلاری F-22 را سرنگون کند؟
به گزارش تیکاگو به نقل ازگجت نیوز
ارسال شده توسط: عرفان باستانی 30 بهمن 1404 ساعت 21:23
در یک رزمایش مشترک، ادعای سرنگونی جنگنده F-22 آمریکایی توسط یک FA-50 فیلیپینی مطرح شد که توجهات زیادی را به خود جلب کرده است. این رویداد نیازمند بررسی دقیقتر است.
ادعای شلیک فاکس ۲ (Fox 2) از سوی یک جنگنده FA-50 فیلیپینی به یک F-22 آمریکایی در رزمایش کوپ تاندر خبری بحثبرانگیز بود. این رویداد نیازمند درک عمیقتر سازوکارهای رزمایشهای هوایی است.
رزمایش کوپ تاندر و چالش جنگنده F-22


رزمایش کوپ تاندر که در سال ۲۰۲۳ به فیلیپین بازگشت، با هدف افزایش قابلیت همکاری و یکپارچگی تاکتیکی میان نیروهای هوایی آمریکا و فیلیپین برگزار شد. این رزمایش که در جولای ۲۰۲۳ با حضور حدود ۲۲۵ پرسنل و ترکیبی از هواپیماهای دو کشور انجام شد، سناریوهای بهشدت کنترلشدهای داشت.
جنگنده F-22 رپتور، بهعنوان برترین جنگنده برتری هوایی جهان شناخته میشود. این جنگنده نسل پنجمی با ویژگیهای پنهانکاری، رادار AESA، سوپرکروز و نازلهای متحرک، برای درگیریهای «فراتر از میدان دید» (BVR) طراحی شده است تا از درگیریهای «درون میدان دید» (WVR) تا حد امکان اجتناب کند.


در مقابل، FA-50PH یک جنگنده/آموزشدهنده سبک مافوق صوت است که از KAI T-50 گلدن ایگل مشتق شده است. این جنگنده با رادار کوچک، بدون ویژگی پنهانکاری و با محموله و برد محدود، عمدتا به عنوان آموزشدهنده مقدماتی، پلتفرم حمله سبک و رهگیر برای نیروی هوایی کوچکتر عمل میکند. روی کاغذ، تفاوت بین F-22 و FA-50 بسیار چشمگیر است.
چرا F-22 در یک درگیری نزدیک شکست میخورد؟


اعلام فاکس ۲ نشاندهنده شلیک یک موشک کوتاهبرد فروسرخ (AIM-9) در یک درگیری «درون میدان دید» (WVR) است. در این نوع درگیری، مزیت پنهانکاری کاهش مییابد، امضای فروسرخ اهمیت پیدا میکند و مهارت خلبان و موقعیتگیری تعیینکننده هستند.
از جمله عوامل احتمالی میتوان به محدودیتهای سناریو برای استفاده از قابلیت BVR F-22، مشخصات قوانین درگیری (ROE)، شبیهسازی شرایط رادار تخریبشده و تمرکز آموزشی بر مانورهای دفاعی اشاره کرد. رزمایشها اغلب عمدا هواپیماهای پیشرفته را در موقعیتهای نامساعد قرار میدهند تا خلبانان را به سناریوهای درگیری نزدیک سوق داده و مهارتهای ریکاوری آنها را آزمایش کنند. مزیت اصلی F-22 در درگیری BVR است، نه مبارزه نزدیک.
تاریخچه «سرنگونیهای» F-22 در رزمایشها


«شکست» جنگنده F-22 در رزمایش کوپ تاندر بیسابقه نیست. پیش از این نیز در سال ۲۰۰۹، یک میراژ ۲۰۰۰ توانست F-22 را «سرنگون» کند. همچنین جنگندههای رافال و یوروفایتر آلمانی نیز در رزمایشهایی مانند Red Flag 2012، موفق به کسب پیروزیهای مشابه در درگیریهای «درون میدان دید» (WVR) علیه F-22 شدهاند.
الگوی ثابتی در این وقایع مشاهده میشود: درگیریهای نزدیک، سناریوهای محدودکننده و محیطهای آموزشی. این شرایط، مزیت پنهانکاری را که در فواصل دورتر قویتر است، تضعیف میکند و در محدوده بصری اهمیت کمتری پیدا میکند.
درسهای آموختهشده و برداشت غلط رسانهها


نتیجهگیری تاکتیکی این است که نبردهای هوایی مدرن عمدتا مبتنی بر درگیری «فراتر از میدان دید» (BVR) و شبکهمحور هستند. جنگنده F-22 ایدهآل این است که قبل از درگیری نزدیک شلیک کند و جدا شود. اگر مجبور به درگیری WVR شود، قابلیت تغییر بردار رانش کمک میکند، اما موشکهای فروسرخ همچنان کشنده هستند.
جنگنده FA-50 در زمینههای خاصی مزایایی دارد، از جمله نمای کوچکتر، چابکی بالا در سرعتهای مشخص و پتانسیل غافلگیری. مهارت خلبان نیز پس از درگیری نزدیک یک عامل تعیینکننده است.
بیشتر بخوانید
از نظر استراتژیک، این رویداد یک تقویتکننده روحی نمادین برای فیلیپین بود و نشاندهنده افزایش صلاحیت نیروی هوایی این کشور و قابلیت همکاری با نیروهای آمریکایی است. با این حال، این اتفاق به معنای برابری FA-50 با F-22 در نبرد واقعی نیست. F-22 همچنان در نفوذ، برتری هوایی و مزیت شلیک اول بیرقیب است.
این لحظات «سرنگونی» که در رسانهها به سرعت منتشر میشوند، در صورت حذف بافتار، گمراهکننده هستند. جنگندههای نسل پنجم برای جنگ شبکهای طراحی شدهاند، نه دوئل هوایی. نتایج نبردهای هوایی مدرن به حسگرها، پیوندهای داده، آواکس و جنگ الکترونیک بستگی دارد. یک رویداد شبیهسازیشده WVR، دکترین را بازتعریف نمیکند و سلسلهمراتب هواپیماها را تغییر نمیدهد.





